تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير الميزان ( فارسي ) — صفحة 268

مساهمون:

ص٢٦٨
از جمله ، * ( « ما أَخْلَفْنا مَوْعِدَكَ بِمَلْكِنا » ) * اين باشد كه ما با اختيار خود تو را مخالفت و وعده ات را خلف نكرديم ، - هم چنان كه بعضى « 1 » اينطور معنا كرده‌اند - و ممكن هم هست مراد اين باشد كه ما از اموال و ملك خود چيزى براى ساختن گوساله مصرف نكرديم ، تا در اين امر قصد عمدى داشته باشيم و ليكن ما اموال و اثقال و زيور آلات قوم را حمل مىكرديم ، ( چون خسته شديم ) آن را انداختيم سامرى برداشت و در كوره ريخت ، و با آن اين گوساله را درست كرد . كلمه « اوزار » جمع « وزر » ، به معناى ثقل و سنگينى است و كلمه « زينت » به معناى زيور است ، مانند گردن بند و گوشواره و دستبند ، و كلمه « قذف » و « القاء » و « نبذ » هر سه به يك معنا است و آن عبارت است از طرح و انداختن . و معناى اينكه گفتند : * ( « وَلكِنَّا حُمِّلْنا أَوْزاراً . . . » ) * ، اين است كه « ليكن بارهايى از زيور آلات قوم با ما بود » و بعيد نيست كه مقصود قوم فرعون باشد - و ما آنها را انداختيم و اين چنين سامرى آنها را بينداخت - يعنى در آتش بينداخت و يا او نيز هر چه در دست داشت مانند ما بينداخت و آن گاه گوساله را بيرون آورد . * ( « فَأَخْرَجَ لَهُمْ عِجْلًا جَسَداً لَه خُوارٌ فَقالُوا هذا إِلهُكُمْ وَإِله مُوسى فَنَسِيَ » ) * در كلمه « اخرج » دلالتى است بر اينكه كيفيت ساختن گوساله پنهانى و دور از مردم بوده ، چون فرموده گوساله اى برايشان بيرون آورد ، و كلمه « جسد » به معناى جثه اى است كه جان نداشته باشد ، و به هيچ وجه بر بدن جاندار اطلاق نمىشود ، اين نيز دلالت دارد بر اينكه گوساله مذكور بىجان بوده ، و در آن هيچ اثرى از آثار حيات نبوده ، و كلمه « خوار » - به ضمه خاء - به معناى آواز گوساله است . و چه بسا مفسرين جمله * ( « فَكَذلِكَ أَلْقَى السَّامِرِيُّ فَأَخْرَجَ لَهُمْ . . . » ) * را كلامى مستقل گرفته‌اند كه يا كلام خداى سبحان و بعد از خاتمه كلام قوم است كه گفتند * ( « فَقَذَفْناها » ) * و يا از كلام خود قوم است ، و بنا بر نظريه اين مفسرين ضمير در كلمه « قالوا » به بعض قوم بر مىگردد ، و ضمير در * ( « فَأَخْرَجَ لَهُمْ » ) * به بعض ديگر قوم ، هم چنان كه ظاهر هم همين است . و ضمير در « نسى » به قول بعضى « 2 » از مفسرين به موسى بر مىگردد ، و معنا اين است كه گفتند : اين است معبود شما و معبود موسى ، ولى موسى اين معبود خود را فراموش كرده و با اينكه اينجا است او به جستجوى آن به ( كوه ) طور رفته . بعضى « 3 » ديگر گفته‌اند ضمير آن به
هامش
( 1 ) روح المعانى ، ج 16 ، ص 245 . ( 2 ، 3 ) كشاف ، ج 3 ، ص 83 .
تفسير الميزان ( فارسي ) — صفحة 268 | السيد محمدحسين الطباطبائي / همدانى / سيد محمد باقر موسوى همدانى