« اذْهَبْ أَنْتَ وَأَخُوكَ بِآياتِي » نيز خاطر نشان كرديم پس مراد تمامى آيات و معجزاتى است كه به وى نشان داد ، هر چند همه آنها را در ابتداى دعوتش نشان نداده باشد ، هم چنان كه مراد از جمله « پس تكذيب كرد و زير بار نرفت » نيز مطلق تكذيب و امتناع او است نه خصوص آنچه مربوط به آغاز دعوت بوده است .
* ( « قالَ أجِئْتَنا لِتُخْرِجَنا مِنْ أَرْضِنا بِسِحْرِكَ يا مُوسى » ) * ضمير در « قال » به فرعون بر مىگردد ، آرى او موسى را اولا به سحر متهم كرد تا ديگر ملزم و مجبور به اعتراف به صدق دعوت او و معجزاتش نگردد ، و ثانيا به اينكه مىخواهد نژاد قبط را از سرزمينشان كه همان سرزمين مصر است بيرون كند ، و اين تهمت تهمتى است سياسى تا بدان وسيله افكار عمومى را عليه او بشوراند ، و او را دشمن ملت معرفى كند ، دشمنى كه مىخواهد با نقشه هايش آنان را از وطن و آب و خاكشان بيرون بريزد و معلوم است كسى كه وطن ندارد زندگى ندارد .
* ( « فَلَنَأْتِيَنَّكَ بِسِحْرٍ مِثْلِه فَاجْعَلْ بَيْنَنا وَبَيْنَكَ مَوْعِداً لا نُخْلِفُه نَحْنُ وَلا أَنْتَ مَكاناً سُوىً » ) * ظاهر خود آيه به شهادت آيه بعدى اين است كه « موعد » اسم زمان باشد و « خلف وعده » به معناى عمل نكردن به مقتضاى وعده است و « مكان سوى » - به ضم سين - به معناى مكانى است كه در وسط مسافت و يا در نقطه مسطح و بدون پستى و بلندى باشد .
راغب در مفردات آن را به معناى وسط گرفته و مىگويد : « سواء و سوى و سوى » - به ضمه و كسره سين - به معناى مساوى الطرفين است كه هم به طور وصف استعمال مىشود ، و هم ظرف ، و اصل آن مصدر است « 1 » .
معناى آيه اين است كه سوگند مىخورم كه سحرى در مقابل سحرت بياورم كه حجت تو را قطع و اراده ات را ابطال كند ، حال بين ما و خودت روزى را در مكانى وعده بگذار كه نه ما تخلف كنيم و نه تو و يا مكانى معين كن كه بين ما و شما وسط باشد و يا مكانى تخت و مسطح باشد .
* ( « قالَ مَوْعِدُكُمْ يَوْمُ الزِّينَةِ وَأَنْ يُحْشَرَ النَّاسُ ضُحًى » ) * ضمير در « قال » به موسى بر مىگردد ، آن جناب در اين جمله روز ميعاد را معين كرد كه روز زينت باشد ، از سياق هم بر مىآيد كه « روز زينت » در ميان مصريان روزى بوده كه
هامش
( 1 ) مفردات راغب ، ماده « سوى » .