تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير الميزان ( فارسي ) — صفحة 237

مساهمون:

ص٢٣٧
گفت براى اين بود كه در آيه قبلى از پروردگار آن دو بزرگوار سؤال كرده بود ، كه وى را به سوى او دعوت مىكردند ، لذا در پاسخ فرعون جوابى آمده كه مطابق سؤال باشد و معنايش - با در نظر گرفتن نكته مزبور - اين بود كه آن ربى كه من و برادرم ، تو و همه را به سويش مىخوانيم او چنين و چنان است و اما در اين آيه سؤال از مطلبى مربوط به قرون اولى است و كسى كه در برابر اين سؤال قرار گرفته تنها موسى است ، در نتيجه معناى آيه چنين مىشود : آن پروردگارى كه من توصيفش مىكنم ، داناى به وضع قرون اولى است ، و آن كلمه اى كه اين معنا از شكم آن بيرون مىشود كلمه « ربى » است و لا غير ، ( دقت فرماييد كه نكته لطيف است ) . و نكته در « ربى » دوم نظير همان نكته در « ربى » اول است و اينكه بعضى « 1 » گفته‌اند : اين كلمه نيز از باب به كار رفتن ظاهر به جاى ضمير است مورد اشكال است چون جمله * ( « لا يَضِلُّ رَبِّي . . . » ) * مستقل و جداى از سابق است . اقوال مفسرين در تفسير دو آيه مورد بحث ، از جهت توجيه و احتمالات ، اختلاف بسيارى دارد كه ما از تعرض به آنها صرفنظر كرديم ، چون فائده اى در بيان آنها نديديم . و عجيبتر از همه ، نظريه اى است كه بيشتر اين مفسرين به آن معتقدند و آن اينكه : اينجا كه فرعون به موسى ( ع ) گفت : * ( « فَما بالُ الْقُرُونِ الأُولى » ) * پرسش از تاريخ امتهاى پيشين منقرض شده ، است و اين را از موسى ( ع ) پرسيد تا او را از آنچه در باره معارف الهى و استدلال بر صريح حق در مساله مبدأ و معاد مىگفت كه با عقائد وثنىها نمىساخت منصرف ساخته و به حرفهاى بيهوده مانند تاريخ امم گذشته و سرگذشت آنان سرگرمش كند . موسى ( ع ) هم كه در پاسخش گفت : * ( « عِلْمُها عِنْدَ رَبِّي . . . » ) * خواست علم به آن تواريخ را جزء علم غيب معرفى نموده بگويد : اين گونه مطالب را جز علام الغيوب كسى نمىداند . * ( « الَّذِي جَعَلَ لَكُمُ الأَرْضَ مَهْداً ) * . . . * ( لآياتٍ لأُولِي النُّهى » ) * قبلا گفتيم كه سؤال فرعون از قرون اولى مربوط به كلمات موسى ( ع ) در وصف خداى تعالى است كه او را داراى هدايتى عمومى و هدايتى مخصوص انسانها معرفى نمود و براى انسان سعادتى كه عبارت است از حيات جاودانه آخرت ، سراغ دارد و همچنين
هامش
( 1 ) روح المعانى ، ج 16 ، ص 205 .