تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير الميزان ( فارسي ) — صفحة 213

مساهمون:

ص٢١٣
ملحق كرده ، چون خود موسى قبلا درخواست كرده بود كه برادرش را در كار او شركت دهد ، به همين جهت در خطاب دوم او را هم مخاطب نمود . دستورشان داد تا با آيات او نزد فرعون روند و در آن موقع داراى بيش از دو آيت نبود ، و از همين كه فرمود « با آيات من » خود وعده جميلى است كه به زودى در موقع لزوم با آيتهاى ديگرى تاييدش خواهد كرد ، و اما اينكه بگوييم مراد از آيات همان دو آيت است زيرا گاهى جمع بر تثنيه اطلاق مىشود ، و يا بگوييم هر يك از آن دو آيت منحل به چند آيت است ، سخن قابل اعتمادى نيست . * ( « وَلا تَنِيا فِي ذِكْرِي » ) * - كلمه « تنيا » از « ونى » به معناى فتور و سستى است و مناسبتر به سياق سابق اين است كه مراد از ذكر « دعوت به ايمان به خداى تعالى » ، به تنهايى باشد ، نه ذكر به معناى توجه به قلب يا زبان كه بعضى « 1 » گفته‌اند . * ( « اذْهَبا إِلى فِرْعَوْنَ إِنَّه طَغى فَقُولا لَه قَوْلًا لَيِّناً لَعَلَّه يَتَذَكَّرُ أَوْ يَخْشى » ) * . در اينجا نيز براى بار دوم هر دو را مخاطب قرار داد و همچنين در نهى قبلى نيز آن دو را با هم خطاب كرد ، در حالى كه قبل از آن نهى و اين امر ، در جمله * ( « اذْهَبْ أَنْتَ وَأَخُوكَ » ) * كه جنبه زمينه چينى براى آن دو خطاب داشت هر دو را مخاطب نكرد ، بلكه يكى را مخاطب كرد و ديگرى را ملحق به او نمود ، و از اينجا مىتوان احتمال داد كه آيه مورد بحث مشافهه و مخاطبه ديگرى بوده كه بعد از آن موقف ميان خدا و آن دو يا با هم و يا جداى از هم واقع شده است و مؤيد اين احتمال اين است كه بعد از آن فرموده * ( « قالا رَبَّنا إِنَّنا نَخافُ أَنْ يَفْرُطَ عَلَيْنا . . . » ) * چون هر دو با هم مىگويند خدايا مىترسيم به ما ستم و تعدى كند و همچنين در چند جاى بعد همه خطاب به هر دو است ، معلوم مىشود اين خطابها در محلى ديگر بوده . و مراد از اينكه فرمود * ( « فَقُولا لَه قَوْلًا لَيِّناً » ) * اين است كه در گفتگوى با فرعون از تندى و خشونت خوددارى كنند ، كه همين خويشتن دارى از تندى ، واجبترين آداب دعوت است .
در جمله * ( « لَعَلَّه يَتَذَكَّرُ أَوْ يَخْشى » ) * تذكر و يا خشيت فرعون آرزو شده ، و اين اميد ، قائم به مقام محاوره است نه به خداى تعالى كه عالم به همه حوادث است كه پيش خواهد آمد . كلمه « تذكر » به معناى قبول يادآورى و التزام به مقتضيات حجت ياد آورنده و ايمان به آن است و كلمه خشيت به معناى مقدمه آن قبول و ايمان است ، پس برگشت معنا به اين مىشود كه « شايد او ايمان بياورد و يا نزديك به ايمان آوردن شود و حد اقل بعضى از
هامش
( 1 ) منهج الصادقين ، ج 5 ، ص 488 .