تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير الميزان ( فارسي ) — صفحة 211

مساهمون:

ص٢١١
ولى اين دو جواب وقتى درست است كه جمله « فلبثت » جداى از ما قبلش باشد ، و به همين جهت بعضى « 1 » از مفسرين گفته‌اند : مراد از فتنه ، آن رنجها و محنتهايى است كه موسى بعد از بيرون شدنش از مصر تا رسيدن به مدين تحمل نمود ، چون از حرف « فا » يى كه بر سر جمله * ( « فَلَبِثْتَ سِنِينَ فِي أَهْلِ مَدْيَنَ » ) * آمده بر مىآيد كه « لبث » در اهل مدين بعد از فتنه بوده ، و تاخر زمانى داشته . ليكن اين حرف صحيح نيست ، براى اينكه حرف « فاء » بيشتر از تفريع را نمىرساند ، و واجب نيست كه همه جا مدخول فاء تفرع زمانى هم بر ما قبل داشته باشد . بعضى « 2 » ديگر گفته‌اند : « قدر » به معناى تقدير است و مراد اين است كه تو سپس به تقدير ما به مصر آمدى ، آن گاه به كسانى كه قدر را به معناى مقدار گرفته‌اند اعتراض كرده كه معروف از قدر به اين معنا قدر به سكون دال است ، نه قدر به فتحه آن . و ليكن به طورى كه اهل لغت تصريح كرده‌اند قدر به سكون ، و قدر به فتحه به يك معنا است ، هم چنان كه نعل به سكون و نعل به فتحه يك معنا مىدهد ، علاوه بر اين قدر به معناى مقدار همانطور كه قبلا گفتيم با سياق سازگارتر ، و يا تنها آن سازگار است ، مفسرين ديگر براى اينكه قدر را به معناى مقدار بگيرند وجوهى بىپايه ذكر كرده‌اند كه در نقل آنها هيچ فائده اى نيست . آيه شريفه كه منت خدا بر موسى را مىشمرد با نداى موسى ختم شد ، تا احترام بيشترى از او شده باشد .
* ( « وَاصْطَنَعْتُكَ لِنَفْسِي » ) * كلمه « اصطناع » افتعال از « صنع » و به معناى احسان است - به طورى كه گفته‌اند - وقتى گفته مىشود « صنع فلانا - فلانى را صنع كرد » معنايش اين است كه به او احسان نمود ، و چون گفته شود « اصطنع فلانا » معنايش اين مىشود كه احسان خود را در باره فلانى تحقق داد و تثبيت كرد و از قفال نقل شده كه گفته : وقتى گفته مىشود « فلانى فلان را اصطناع كرد » معنايش اين است كه آن قدر به وى احسان كرد كه وى را به او نسبت مىدهند ، و مىگويند : اين صنيع فلانى است و اين نمكپرورده او است ، اين بود كلام قفال « 3 » .
هامش
( 1 ) مجمع البيان ، ج 7 ، ص 11 . ( 2 و 3 ) روح المعانى ، ج 16 ، ص 193 .
تفسير الميزان ( فارسي ) — صفحة 211 | السيد محمدحسين الطباطبائي / همدانى / سيد محمد باقر موسوى همدانى