تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير الميزان ( فارسي ) — صفحة 216

مساهمون:

ص٢١٦
اسرائيل و جرأت بر ساحت مقدس ربوبى مقابله نموده و اين بار كارهايى بكند كه تا كنون نمىكرد ، و اگر نسبت خوف به موسى ( ع ) و هارون داد اشكالى ندارد ، چون در سابق در تفسير جمله * ( « خُذْها وَلا تَخَفْ » ) * گفتيم كه اين خوف با مقام نبوت منافات ندارد . بعضى « 1 » بر اين آيه اشكال كرده‌اند به اينكه خداى تعالى در جاى ديگر به موسى وقتى درخواست شركت دادن برادر را كرد فرمود : « قالَ سَنَشُدُّ عَضُدَكَ بِأَخِيكَ وَنَجْعَلُ لَكُما سُلْطاناً فَلا يَصِلُونَ إِلَيْكُما » « 2 » و با اينكه در اين آيه قبلا به او تامين داده بود ، ديگر جا نداشت موسى و هارون اظهار ترس كنند ؟ . بعضى « 3 » از اين اشكال جواب داده‌اند به اينكه ترس قبلى موسى ( ع ) از جان خودش بود ، به دليل اينكه مىگفت : « آنها از من خونى طلب دارند و مىترسم مرا بكشند » « 4 » ولى در آيه مورد بحث همانطور كه گذشت ترسشان از باز ماندن امر دعوت است . علاوه بر اين ممكن است خوفى كه در اين آيه حكايت شده همان ترس قبلى موسى باشد كه در موقف مناجات اظهار كرده بود و ترس هارون باشد در هنگامى كه از ماموريت خود آگاه گشت ، و با هم در اين مورد جمع شده باشند ، در سابق هم گذشت كه احتمال دارد جمله * ( « اذْهَبا إِلى فِرْعَوْنَ . . . » ) * ، حكايت كلامى باشد كه هر دوى آن بزرگواران در مواقف متعددى گفته‌اند .
* ( « قالَ لا تَخافا إِنَّنِي مَعَكُما أَسْمَعُ وَأَرى » ) * يعنى از فرط و طغيان فرعون نترسيد كه من با شما حاضرم ، و آنچه بگويد مىشنوم و آنچه عمل كند مىبينم و شما را يارى مىكنم و تنهاتان نمىگذارم ، و در حقيقت اين آيه تامينى است كه با وعده نصرت به آن دو مىدهد ، پس اينكه فرمود : « لا تخافا » تامين است و اينكه فرمود : * ( « إِنَّنِي مَعَكُما أَسْمَعُ وَأَرى » ) * تعليل آن تامين است به اينكه با حضور و ديدن و شنيدن من ديگر جايى براى ترس شما نيست ، و اين خود دليل بر اين است كه جمله مذكور كنايه است از مراقبت و نصرت ، و گر نه صرف حاضر بودن و ديدن و شنيدن ، و صرف آگاهى داشتن به آنچه كه رخ مىدهد باعث نترسيدن موسى و هارون نمىشود ، چون خداى تعالى
هامش
( 1 ) تفسير فخر رازى ، ج 22 ص 61 . ( 2 ) به زودى بازويت را به وسيله برادرت قوى مىكنيم و براى شما نيرويى قرار مىدهيم كه آنان نتوانند به شما كارى كنند . سوره قصص ، آيه 35 . ( 3 ) مجمع البيان ، ج 7 ، ص 13 . ( 4 ) سوره قصص ، آيه 34 .