قضيه حتما واقع خواهد شد ، و همچنين جمله * ( « يَأْخُذْه عَدُوٌّ لِي . . . » ) * كه جزائى است مترتب بر اين امر .
معناى دو آيه اين است كه « زمانى كه ما به مادرت وحى و الهام كرديم ، به وحى و الهامى كه ممكن است به يك زن بشود ، و آن اين است كه طفل را بگذار ( و يا بينداز ) در يك صندوق ، و پس از آن صندوق را به دريا ( كه همان نيل است ) بينداز ، كه قضاى رانده شده از درگاه ما اين است كه دريا او را به ساحل و كناره بيندازد ، و آن گاه شخصى كه دشمن من و دشمن او است او را بگيرد ( آرى فرعون با ادعاى الوهيت ، با خدا ، و با كشتن اطفال با موسى دشمنى مىكرد كه او نيز طفلى بود ) اين آن الهامى بود كه به مادرت كرديم » .
* ( « وَأَلْقَيْتُ عَلَيْكَ مَحَبَّةً مِنِّي وَلِتُصْنَعَ عَلى عَيْنِي » ) * - ظاهر سياق اين است كه اين قسمت از داستان تا جمله * ( « وَلا تَحْزَنَ » ) * فصل دوم و متمم فصل سابق است و مجموع اين دو فصل بيان همان منتى است كه جمله * ( « وَلَقَدْ مَنَنَّا عَلَيْكَ مَرَّةً أُخْرى » ) * به آن اشاره مىكرد .
پس فصل اول ، وحى به مادر موسى ، و داستان در صندوق نهادن و به دريا انداختن آن و رسيدنش به دست فرعون كه دشمن خدا و دشمن خود او بود را حكايت كرد ، و فصل دوم محبوب شدن موسى در دل فرعون را نقل مىكند ، كه ما اين محبت را در دل او انداختيم تا از كشتن موسى صرفنظر نموده ، دوباره موسى به مادرش برگردد و در دامن او قرار گيرد ، و ديدگان او روشن شود و غمگين نگردد ، و اين سرنوشت را خداى تعالى به او وعده داده بود ، هم چنان كه در سوره قصص به آن وعده تصريح نموده ، فرموده است « فَرَدَدْناه إِلى أُمِّه كَيْ تَقَرَّ عَيْنُها وَلا تَحْزَنَ وَلِتَعْلَمَ أَنَّ وَعْدَ اللَّه حَقٌّ » « 1 » .
و لازمه اين معنا اين است كه جمله * ( « وَأَلْقَيْتُ عَلَيْكَ . . . » ) * ، عطف باشد بر جمله * ( « أَوْحَيْنا إِلى أُمِّكَ » ) * و معناى القاى محبت بر او ، اين است كه خداوند او را طورى قرار داده بود كه هر كس او را مىديد دوستش مىداشت ، و قلبش را به سوى موسى جذب مىكرد ، پس در كلام استعاره اى تخييليه به كار رفته است ، و اگر محبت را نكره آورد ، و فرمود « محبتى بر تو افكندم » براى اين بود كه به عظمت و فخامت و عجيب بودن آن اشاره كند .
هامش
( 1 ) ما او را به مادرش برگردانديم تا چشمش روشن شود و غمگين نگردد و تا بداند كه وعده خدا حق است . سوره قصص ، آيه 13 .