استفاده قوه تعقل از آن دليل باشد ، نه تلقى از غيب بدون واسطه ( پس حاصل كلام اين است كه هم از آيه و هم از حكم عقل استفاده مىشود كه پيغمبران بار اولى كه وحى خداى را مىگيرند طورى هستند و وحى طورى است كه در همان اول در سويداى قلب به صدق آن ايمان پيدا مىكنند ) .
حال اگر بپرسى خداى تعالى در جاى ديگر داستان فرموده : « وَنادَيْناه مِنْ جانِبِ الطُّورِ الأَيْمَنِ وَقَرَّبْناه نَجِيًّا » « 1 » و در جاى ديگر آن فرموده : « مِنْ شاطِئِ الْوادِ الأَيْمَنِ فِي الْبُقْعَةِ الْمُبارَكَةِ مِنَ الشَّجَرَةِ » « 2 » ، كه از اين آيه استفاده مىشود در تكلم خدا حجابى بوده ؟ .
مىگوييم : بله و ليكن ثبوت حجاب ، و يا آورنده پيام در مقام تكليم ، يا تحقق تكليم به وسيله وحى منافات ندارد ، براى اينكه وحى هم مانند ساير افعال خدا بدون واسطه نيست ، چيزى كه هست امر دائر مدار توجه مخاطبى است كه كلام را تلقى مىكند ، اگر متوجه آن واسطه اى كه حامل كلام خدا است بشود و آن واسطه ميان او و خدا حاجب باشد ، در اين صورت آن كلام همان رسالتى است كه مثلا فرشته اى مىآورد ، و وحى آن فرشته است ( ديگر به چنين چيزى گفته نمىشود فلانى با خدا يا خدا با فلانى تكلم كرد ) و اگر متوجه خود خداى تعالى باشد ، وحى او خواهد بود ( در اين صورت صحيح است گفته شود خدا با فلانى سخن گفت ) هر چند كه در واقع حامل كلام خدا فرشته اى باشد ، ولى چون وى متوجه واسطه نشده ، وحى ، وحى خود خدا مىشود ، شاهد اين معنا آيه بعدى مورد بحث است كه خطاب به موسى مىفرمايد : « * ( فَاسْتَمِعْ لِما يُوحى ) * - گوش كن به آنچه وحى مىشود » كه عين نداى از جانب طور را وحى هم خوانده ، و در موارد ديگر كلامش اثبات حجاب هم نموده است .
و كوتاه سخن اينكه : جمله * ( « إِنِّي أَنَا رَبُّكَ فَاخْلَعْ نَعْلَيْكَ . . . » ) * موسى را متوجه مىكند به اينكه موقفى كه دارد موقف حضور و مقام مشافهه ( رو در رو سخن گفتن ) است و خدا با او خلوت و او را از خود به مزيد عنايت اختصاص داده ، و لذا فرمود : « * ( إِنِّي أَنَا رَبُّكَ ) * - من پروردگار توام » و نفرمود « انا اللَّه - من خدايم » ، يا « انا رب العالمين - من رب العالمينم » و نيز به همين جهت اگر بعد از آن فرمود « إِنِّي أَنَا اللَّه » تكرار جمله قبلى نيست ، چون جمله قبلى
هامش
( 1 ) او را از ناحيه طور ايمن ندا كرديم ، و آهسته نزديكش كرديم . سوره مريم ، آيه 52 .
( 2 ) از ساحل راست وادى در آن سرزمين بلند و پر بركت از ميان يك درخت . سوره قصص ، آيه 30 .