تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير الميزان ( فارسي ) — صفحة 191

مساهمون:

ص١٩١
كندن كفش را متفرع بر جمله * ( « إِنِّي أَنَا رَبُّكَ » ) * كرده دليل بر اين است كه تقديس و احترام وادى به خاطر اين بوده كه حظيره قرب به خدا ، و محل حضور و مناجات به درگاه او است پس برگشت معنا به مثل اين مىشود كه بگوييم : به موسى ندا شد اين منم پروردگارت و اينك تو در محضر منى ، و وادى طوى به همين جهت تقديس يافته پس شرط ادب به جاى آور و كفشت را بكن . و به همين ملاك هر مكان و زمان مقدسى تقدس مىيابد ، مانند كعبه مشرفه و مسجد الحرام ، و ساير مساجد و مشاهد محترمه در اسلام ، و نيز مانند اعياد و ايام متبركه اى كه قداست را از راه انتساب واقعه اى شريف كه در آن واقع شده ، يا عبادتى كه در آن انجام شده كسب نموده ، و گر نه بين اجزاى مكان و زمان تفاوتى نيست .
موسى وقتى نداى * ( « يا مُوسى إِنِّي أَنَا رَبُّكَ » ) * را شنيد از آن به طور يقين فهميد كه صاحب ندا پروردگار او ، و كلام ، كلام او است ، چون كلام مذكور وحيى از خدا بود به او ، كه خود خداى تعالى تصريح كرده بر اينكه خدا با احدى جز به وحى ، و يا از وراى حجاب ، و يا به ارسال رسول تكلم نمىكند ، هر چه بخواهد به اذن خود وحى مىكند ، و فرموده « وَما كانَ لِبَشَرٍ أَنْ يُكَلِّمَه اللَّه إِلَّا وَحْياً أَوْ مِنْ وَراءِ حِجابٍ أَوْ يُرْسِلَ رَسُولًا فَيُوحِيَ بِإِذْنِه ما يَشاءُ » « 1 » كه از آن فهميده مىشود كه ميان خدا و كسى كه خدا با او تكلم مىكند در صورتى كه به وسيله رسول و يا حجاب نباشد ، و تنها به وسيله وحى صورت گيرد ، هيچ واسطه اى نيست ، و وقتى هيچ واسطه اى نبود شخص مورد وحى كسى را جز خدا همكلام خود نمىيابد ، و در وهمش خطور نمىكند ، و غير كلام او كلامى نمىشنود ، زيرا اگر احتمال دهد متكلم غير خدا باشد ، و يا كلام كلام غير او باشد ، ديگر « كَلَّمَ اللَّه مُوسى تَكْلِيماً » به طورى كه واسطه اى نباشد ، صادق نمىشود . و اين حال ، حال هر نبى و پيغمبر است ، در اولين وحيى كه به او مىشود ، و نبوت و رسالت او را به او اعلام مىدارد ، هيچ شرك و ريبى نمىكند ، در اينكه صاحب اين وحى خداى سبحان است ، و در درك اين معنا هيچ احتياجى به اعمال نظر ، يا درخواست دليل ، يا اقامه حجتى نيست ، زيرا اگر محتاج به يكى از آنها شود باز هم يقين پيدا نمىكند كه راستى پيغمبر شده است ، چون ممكن است اطمينانى كه به دست آورده اثر و خاصيت دليل ، و
هامش
( 1 ) هيچ بشرى را خداوند طرف صحبت و كلام خود قرار نمىدهد ، مگر يا از وحى ، يا از پشت پرده ، يا با فرستادن رسولى پس وحى مىشود به او به اذن خداوند آنچه بخواهد . سوره شورى ، آيه 51 .