صحبت كردن است ، هم چنان كه در جاى ديگر فرموده : « وَأَسِرُّوا قَوْلَكُمْ أَوِ اجْهَرُوا بِه » « 1 » البته بايد در نظر داشت كه « سر » ، غير از « ستر » است چون سر به معناى مطلب مكتوم و پوشيده در نفس است ، و كلمه « اخفى » صيغه افعل تفضيل از خفاء ، و به معناى پنهانتر است ، چون از سياق آيه بر مىآيد كه در مقام ترقى دادن مطلب است ، يعنى نه تنها سر را مىداند ، بلكه بالاتر از آن اينكه مخفىتر از سر را هم مىداند ، و ديگر نبايد اعتناء نمود به قول كسى « 2 » كه گفته « اخفى » فعل ماضى ، و فاعلش ضمير آن است ، كه به خدا بر مىگردد و معنايش اين است كه : خدا سر را مىداند ولى پنهان كرده . و در اينكه « اخفى » را نكره آورد و نفرمود « و الاخفى » براى اين بود كه خفاء را تاكيد كرده باشد .
و اگر در آيه ، اول جهر به قول را آورد ، بعد علم را نسبت به دقيقتر از آن يعنى سر قول اثبات نمود ، سپس مطلب را ترقى داده علم او را نسبت به مخفىتر از سر اثبات فرمود ، براى اين بود كه دلالت كند بر اينكه مراد اثبات علم خدا نسبت به جميع است ، و معنا اين است كه تو اگر سخنت را بلند بگويى و علنى بدارى آنچه را كه مىخواهى - و گويا مراد از قول همان نيات درونى است ، چون غالبا با قول اظهار مىشود - و يا آن را آهسته و در دلت پنهان كنى ، و يا از اين هم مخفىتر بدارى به اينكه بر خودت هم پوشيده باشد ، خداى تعالى همه را مىداند .
پس نخست ميان كلام جهرى و آهسته و مخفىتر از آن ترديد كرده و آنها را دو قسم نموده و فرموده اگر با صداى بلند سخن بگويى خدا مىداند ، و اگر آهسته بگويى ، و يا اصلا مخفى داشته باشى خدا مىداند ، پس بلند و علنى سخن گفتن را قسم اول ، و آن دو صورت ديگر را قسم دوم قرار داده ، و سپس به طور مختصر و كوتاه جواب ترديد را داده و فرمود : آن را مىداند ، و اين اسلوب كلام با همه كوتاهيش هم بر جواب دلالت مىكند ، و هم اينكه اولويت را مىرساند ، پس گويا فرموده اگر از علم او به سخنان علنى و بلندت بپرسى ، جواب مىگويم خدا از آن آگاه است ، و چطور نباشد ، و حال آنكه او به سر و پنهانتر از سر هم عالم است ، بنا بر اين ، اين اسلوب كه گفتيم از لطائف صنعت سخنورى است .
بعضى « 3 » از مفسرين گفتهاند : مراد از سر آن سخنان و اسرارى است كه سرى به ديگران القاء كنى ، و مراد از اخفى آن مطالبى است كه در دل خود پنهان كنى و اصلا به زبان نياورى . ليكن هر چند اين تفسير نسبت به « اسرار » صحيح است ، اما سخن را سر نمىنامند ،
هامش
( 1 ) و شما سخنتان را پنهان و يا آن را آشكار سازيد ( البته خدا آگاه است ) . سوره ملك ، آيه 13 .
( 2 ) تفسير فخر رازى ، ج 22 ، ص 8 .
( 3 ) روح المعانى ، ج 16 ، ص 162 و مجمع البيان ، ج 4 ، ص 2 و 3 .