تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير الميزان ( فارسي ) — صفحة 166

مساهمون:

ص١٦٦
* ( « لَه ما فِي السَّماواتِ وَما فِي الأَرْضِ وَما بَيْنَهُما » ) * كه غرض در آن بيان عموميت ملك خدا نسبت به جميع عالم است .
* ( « الرَّحْمنُ عَلَى الْعَرْشِ اسْتَوى » ) * جمله اى است استينافى و غير مربوط به قبل ، كه در آن مساله توحيد ربوبيت را كه مخ و غرض نهايى دعوت و تذكره است بيان فرموده ، و چهار آيه يعنى تا جمله * ( « لَه الأَسْماءُ الْحُسْنى » ) * را بدان اختصاص داده است . در تفسير آيه « ثُمَّ اسْتَوى عَلَى الْعَرْشِ يُغْشِي اللَّيْلَ النَّهارَ » « 1 » گفتيم كه استواء بر عرش كنايه از اين است كه ملك او همه عالم را فرا گرفته ، و زمام تدبير امور همه عالم به دست او است ، و اين معنا در باره خداى تعالى - آن طور كه شايسته ساحت كبريايى و قدس او باشد عبارت است از ظهور سلطنتش بر عالم ، و استقرار ملكش بر اشياء ، به تدبير امور و اصلاح شؤون آنها . بنا بر اين استواء حق عز و جل بر عرش ، مستلزم اين است كه ملك او بر همه اشياء احاطه داشته و تدبيرش بر اشياء چه آسمانى و چه زمينى ، چه خرد و چه كلان ، چه مهم و چه ناچيز گسترده باشد ، در نتيجه خداى تعالى رب هر چيز ، و يگانه در ربوبيت است ، چون مقصود از رب جز مالك و مدبر چيز ديگرى نيست ، به همين جهت دنبال استواء بر عرش داستان ملكيت او را بر هر چيز و علمش به هر چيز را بيان داشت ، كه همين خود جنبه تعليل و احتجاج براى استواء مذكور است . و معلوم است كه « رحمان » كه خود مبالغه در رحمتى است كه آن عبارت است از افاضه به ايجاد و تدبير ، و در غالب صيغه مبالغه كثرت را مىرساند ، خود با استواء مناسبتر است ، تا مثلا رحيم ، يا ساير اسماء و صفات او ، و لذا در ميان همه آنها رحمان را نام برد . از آنچه گذشت معلوم شد كه كلمه « رحمان » مبتدا ، و خبر آن جمله « استوى » است ، و جمله * ( « عَلَى الْعَرْشِ » ) * متعلق است به جمله « استوى » و مراد از آن بيان استيلاء بر عرش است ، اين معنا از ساير آيات نيز استفاده مىشود ، زيرا در قرآن كريم داستان استواء بر عرش مكرر آمده ، مانند آيه « ثُمَّ اسْتَوى عَلَى الْعَرْشِ يُغْشِي اللَّيْلَ النَّهارَ » « 2 » و آيه « ثُمَّ اسْتَوى عَلَى الْعَرْشِ يُدَبِّرُ الأَمْرَ » « 3 » و آيه « ثُمَّ اسْتَوى عَلَى الْعَرْشِ ما لَكُمْ مِنْ دُونِه مِنْ وَلِيٍّ » « 4 » و آيه
هامش
( 1 ) سوره اعراف ، آيه 54 . ( 2 ) آن گاه به عرش مسلط شد و شب راى با روز پوشاند . سوره اعراف آيه 54 . ( 3 ) آن گاه بر عرش مسلط گشت و به تدبير امر پرداخت . سوره يونس ، آيه 3 . ( 4 ) آن گاه به عرش پرداخت ، براى شما غير او سرپرستى نيست . سوره الم سجده ، آيه 4 .