تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير الميزان ( فارسي ) — صفحة 171

مساهمون:

ص١٧١
مانند اسم فاعل و ( اسم ) صفت مشبهه ، نه اسم به معناى علم ذات براى اينكه علمها و نامها را تنها براى اشاره به ذات قرار مىدهند ( مثلا نام كودكى را كه على مىگذارند براى اين است كه هر وقت اين كلمه را گفتند شنونده بفهمد اشاره به كيست ) ولى اتصاف به حسن و يا قبح را صفات مىفهماند ، مانند عادل ، ظالم ، عالم ، جاهل و امثال آن ، پس مراد از اسماء حسنى الفاظى است كه دلالت بر معانى وصفى دارد و صفات جميله او را كه نهايت درجه جمال را دارد مىفهماند ، مانند حى و عليم و قدير ، و در قرآن كريم موارد بسيارى هست كه اسم نهادن را بر توصيف اطلاق كرده ، مثلا فرموده « قُلْ سَمُّوهُمْ » يعنى بگو آنها را توصيف كنيد . دليل ديگر اين مدعا آيه شريفه « وَلِلَّه الأَسْماءُ الْحُسْنى فَادْعُوه بِها وَذَرُوا الَّذِينَ يُلْحِدُونَ فِي أَسْمائِه » « 1 » است كه انحراف از صفات خداى را الحاد در اسماء او خوانده . پس مراد از اسماء حسنى هر چيزى است كه بر معانى وصفى دلالت كند ، مانند إله ، وحى ، عليم و قدير ، نه اسم جلاله اى كه علم و نام براى ذات مقدس او است ، و البته اسماء دو قسمند : يك قسم اسماء زشت ، مانند ظالم ، جائر ، جاهل ، قسم ديگر اسماء زيبا ، مانند عادل و عالم . و اسماء زيبا هم دو قسم است ، يكى اسمايى كه سهمى از كمال در آنها هست يا كم يا زياد ، هر چند كه از شائبه نقص و امكان خالى هم نباشد ، مانند خوشگل و معتدل القامه ، و مو فرفرى ، و امثال آن ، قسم ديگر آن اسمايى است كه حاكى از كمال محض باشد ، و آميخته با شائبه نقص نباشد مانند حى و عليم و قدير ، البته به شرطى كه از لوازم امكان مادى و تركيب مجرد شود ، اين قسم از اسماء ، احسن الاسماءاند ، چون نقص و عيب در آنها نيست و چون چنين است همين اسماء لايقاند كه در حق خداى تعالى اطلاق شوند ، و خدا را با آنها توصيف كرد . البته اين گونه اطلاق و توصيف اختصاص به يك اسم و دو اسم ندارد ، بلكه هر اسمى كه احسن باشد مال خدا است ، چون آيه شريفه فرموده : * ( « لَه الأَسْماءُ الْحُسْنى » ) * و اين كلمه هم جمع است و هم با الف و لام آورده شده ، و به طور كلى جمع با الف و لام عموميت را مىرساند ، علاوه بر اين مقدم شدن خبر بر مبتدا انحصار را مىرساند ، پس تمامى اسماء حسنى منحصرا براى خدا است . و معناى « بودن اين اسماء براى خداى تعالى » ، اين است كه او بالذات مالك آنها است ، و اگر از آنها در غير خدا هم ديديم مىدانيم كه خدا به او داده ، و به قدرى كه خواسته
هامش
( 1 ) براى خدا اسماء حسنى است ، با آنها او را بخوان و كسانى را كه در اسماء ( صفات ) او منحرف مىشوند رها كن . سوره اعراف ، آيه 18 .