او است و غير او معبودى نيست .
و اما دومى ممكن است ، براى اينكه عبادت براى خاطر يكى از سه جهت است ، يا از باب اميد به خيرى است كه نزد معبود است ، كه به طمع آن او را عبادت مىكند ، و يا از باب ترس از شرورى است كه در اعراض از او و بىاعتنايى به امر او احتمال مىدهد ، و يا از باب اين است كه او را شايسته و اهل آن مىبيند كه در برابرش عبادت و خضوع كند .
و خداى سبحان ، يگانه مالكى است كه مالك تمامى خيرات است ، و هيچ كس مالك هيچ چيز نيست مگر آنچه را كه خدا تمليكش كرده باشد ، تازه در عين اينكه تمليك كرده باز مالكيتش از آن سلب نشده ، و نيز خداى سبحان يگانه قادرى است كه هيچ كس هيچ قدرتى ندارد مگر آن مقدار كه او تمليكش كرده باشد ، و به همين معنا او يگانه منعم ، مفضل ، حيات ده ، شفا بخش ، رازق ، غفور ، رحيم ، غنى ، و عزيز است ، و تمامى اسمهايى كه در آن معنايى از خير باشد براى او است ، پس خداى سبحان تنها كسى است كه مستحق عبادت است ، و بايد به اميد خيراتى كه نزد او است پرستش شود ، نه غير خدا .
و نيز خداى سبحان يگانه مقتدر قاهرى است كه احدى تاب قهر او را نمىآورد ، و تنها منتقم نيرومندى است شديد العقاب ، كه هيچ شرى نزد هيچ كس و هيچ چيز نيست مگر آنكه به اذن او به ما مىرسد ، پس باز تنها او سزاوار بندگى است ، تا از ترس غضبش پرستش شود ، آن غضبى كه ممكن است خضوع نكردن در برابر عظمت و كبريايش مستلزم آن باشد .
و نيز خداى سبحان يگانه كسى است كه اهليت پرستش را دارد ، چون اهليت اينكه ديگران براى كسى خاضع شوند جز به خاطر كمالى كه در آن كس هست نمىباشد پس تنها و تنها كمال است كه نقص در برابرش خاضع مىشود و نمىتواند نشود و آن كمال يا عبارت است از جمالى كه نفس به سوى آن مجذوب مىشود و يا جلالى است كه عقل در برابرش زمين ادب مىبوسد ، و قلب از خود بى خود مىگردد ، هر كدام را كه در نظر بگيريم حد اعلايش در خدا است ، بلكه تمامى جمالها از او است ، چون هيچ جمالى در هيچ موجودى نيست مگر آنكه آيتى از جمال او است ، و نيز هيچ جلالى نيست مگر آنكه قطره اى از درياى بيكران جلال او است ، پس خداى سبحان معبودى است كه « لا إله الا هو و لا معبود سواه » ، چون همه اسماء حسنى مال او است .
يعنى هر اسمى كه فرض شود كه نسبت به نظائر خود بهترين اسم بوده باشد آن اسم از خداى تعالى است ، توضيح اينكه اگر خود اسم را به وصف حسن توصيف فرموده ، خود دليل بر اين است كه مراد از آن همان چيزى است كه در اصطلاح علم صرف به آن صفت گويند ،