تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير الميزان ( فارسي ) — صفحة 163

مساهمون:

ص١٦٣
غلبه دارد ، و اين غلبه به خوبى به چشم مىخورد ، داستانهايى را ذكر مىكند كه به هلاكت طاغيان و تكذيب كنندگان آيات خدا منتهى مىشود ، و حجتهاى روشنى را متضمن است كه عقل هر كس را ملزم به اعتراف به توحيد خداى تعالى ، و اجابت دعوت حق مىكند ، و به يادآورى آينده انسان از احوال قيامت و مواقف آن و حال نكبت بار مجرمين ، و خسران ظالمين منتهى مىگردد . اين آيات - به طورى كه از سياقش بر مىآيد - با نوعى تسليت از رسول خدا شروع مىشود ، تا جان شريف خود را در واداشتن مردم به قبول دعوتش به تعب نيندازد ، زيرا قرآن نازل نشده براى اينكه آن جناب خود را به زحمت بيندازد ، بلكه آن تنزيلى است الهى كه مردم را به خدا و آيات او تذكر مىدهد تا شايد بيدار شوند و غريزه خشيت آنان هوشيار گردد ، آن گاه متذكر شده به وى ايمان بياورند و تقوى پيشه كنند ، پس او غير از تبليغ وظيفه ديگرى ندارد ، اگر مردم به ترس آمدند و متذكر شدند كه هيچ ، و گر نه يا عذاب استيصال و خانمان برانداز منقرضشان مىكند ، و يا اينكه به سوى خداى خود برگشت نموده در آن عالم به و بال ظلم و فسق خود مىرسند ، و اعمال خود را بدون كم و زياد مىيابند ، و به هر حال نمىتوانند با طغيان و تكذيب خود خداى را عاجز سازند . سياق آيات اين سوره چنين مىرساند كه در مكه نازل شده ، در بعضى اخبار هم آمده كه آيه « وَاصْبِرْ عَلى ما يَقُولُونَ » « 1 » در مدينه نازل شده ، و در بعضى ديگر آمده كه آيه « وَلا تَمُدَّنَّ عَيْنَيْكَ إِلى ما مَتَّعْنا بِه أَزْواجاً مِنْهُمْ » « 2 » نيز در مدينه نازل شده است « 3 » . ليكن از ناحيه لفظ خود اين آيات هيچ دليلى بر مدنى بودن آنها نيست . يكى از آيات برجسته اين سوره آيه شريفه * ( « اللَّه لا إِله إِلَّا هُوَ لَه الأَسْماءُ الْحُسْنى » ) * است . ( كه با همه كوتاهيش مساله توحيد را با همه اطرافش متضمن است ) . * ( « طه ما أَنْزَلْنا عَلَيْكَ الْقُرْآنَ لِتَشْقى » ) * . كلمه « طه » دو حرف از حروف بريده و مقطعه و رمزى قرآن است ، كه سوره مورد بحث با آن افتتاح شده ، مانند بسيارى از حروف ديگر ، كه سوره هايى از قرآن با آنها افتتاح شده است ، مانند « الم » و « الر » و نظاير آنها .
هامش
( 1 ) سوره طه ، آيه 130 . ( 2 ) سوره طه ، آيه 131 . ( 3 ) روح المعانى ، ج 16 ، ص 147 .
تفسير الميزان ( فارسي ) — صفحة 163 | السيد محمدحسين الطباطبائي / همدانى / سيد محمد باقر موسوى همدانى