تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير الميزان ( فارسي ) — صفحة 127

مساهمون:

ص١٢٧
خدايى كه جانم در دست او است آتش جهنم به اصحاب خود عارفتر است از مادر به فرزندش « 1 » . مؤلف : اين روايات چهارگانه اخير را الدر المنثور نيز از عده اى از ارباب كتب و جوامع آورده ، چيزى كه هست در نسخه اى كه از الدر المنثور نزد ما است ، در روايت دومى جمله « ورود ، همان دخول است » را نياورده « 2 » . و در الدر المنثور است كه ابو نعيم در كتاب « حلية » از عروة بن زبير ، روايت كرده كه گفت : وقتى ابن رواحه خواست به سرزمين شام به جنگ موته برود ، مسلمانها آمدند او را وداع كنند ، او گريه كرد و گفت : متوجه باشيد كه به خدا سوگند من محبتى به دنيا و علاقه اى به شما ندارم . و ليكن گريه‌ام براى اين است كه از رسول خدا ( ص ) شنيدم كه اين آيه را مىخواند : * ( « وَإِنْ مِنْكُمْ إِلَّا وارِدُها كانَ عَلى رَبِّكَ حَتْماً مَقْضِيًّا » ) * و من فهميدم كه ناگزير داخل آتش مىشوم ، اما نمىدانيم چطور بيرون بيايم « 3 » . اين را هم بايد دانست كه ظاهر بعضى روايات سابق اين است كه ورود به آتش به معناى عبور از آن است ، در نتيجه روايات مذكور با رواياتى كه در باره صراط وارد شده منطبق مىشود ، چون در روايات صراط آمده كه صراط پلى است كه روى آتش كشيده شده ، مردم همه مامور مىشوند از آن عبور كنند ، چه نيكان و چه فجار ، الا اينكه نيكان از آن عبور مىكنند ، و فجار در آتش مىافتند . و از صدوق در اعتقاداتش آمده كه آيه مورد بحث را بر همان صراط حمل كرده است « 4 » . و در مجمع البيان آمده است كه بعضى گفته‌اند : فائده ورود به آتش همان است كه در بعضى اخبار هم روايت شده كه خداى تعالى احدى را داخل بهشت نمىكند مگر بعد از آنكه آتش را به او نشان دهد تا عذابهاى آن را ببيند و در نتيجه قدر تفضل خدا و نعيم بهشت را بداند و بيشتر خوشحال و مسرور شود ، و همچنين هيچكس را داخل جهنم نمىكند مگر بعد از آن كه او را به بهشت مشرف كند تا نعمتهاى بهشت و ثوابهاى آن را ببيند ، و در نتيجه در جهنم عقوبتشان سختتر و حسرتشان بر فوت بهشت و نعيم آن بيشتر شود « 5 » .
هامش
( 1 ) مجمع البيان ، ج 3 ، ص 526 . ( 2 ) الدر المنثور ، ج 4 ، ص 280 - 282 . ( 3 ) الدر المنثور ، ج 4 ، ص 282 . ( 4 ) اعتقادات صدوق . ( 5 ) مجمع البيان ، ج 3 ، ص 526 .