تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير الميزان ( فارسي ) — صفحة 124

مساهمون:

ص١٢٤
باشد كه هيچ يك از شما نيست مگر آنكه آمادگى دخول آتش را دارد و اگر كسى داخل نشود به نجات خدا داخل نشده ، همانطور كه آن آيه ديگر مىفرمايد : « وَلَوْ لا فَضْلُ اللَّه عَلَيْكُمْ وَرَحْمَتُه ما زَكى مِنْكُمْ مِنْ أَحَدٍ أَبَداً » « 1 » . در جواب مىگوييم : معناى اين حرف اين است كه ورود به آتش مقتضاى طبع هر انسانى باشد ، چون هر چه از خير و سعادت به او مىرسد از ناحيه خدا است نه خودش ، ذات خودش جز اقتضاى شر و شقاوت ندارد ، ولى اين حرف با ذيل خود آيه نمىسازد كه مىفرمايد : * ( « كانَ عَلى رَبِّكَ حَتْماً مَقْضِيًّا » ) * زيرا اين قسمت صراحت دارد در اينكه اين ورود با ايراد خدا انجام مىشود ، خدا است كه ايشان را وارد مىكند ، نه اقتضاى طبع خود آنان . پس حق مطلب اين است كه ورود بر بيش از حضور و اشراف ( البته اختيارى ) دلالت ندارد ، از كتب لغت معنايى بيش از اين برايش استفاده نمىشود ، پس جمله * ( « وَإِنْ مِنْكُمْ إِلَّا وارِدُها » ) * به بيش از قصد و حضور و اشراف دلالت ندارد كه اين با جمله * ( « ثُمَّ نُنَجِّي الَّذِينَ اتَّقَوْا وَنَذَرُ الظَّالِمِينَ فِيها جِثِيًّا » ) * كه دلالت بر دخول تمام مردم يا ستمكاران در جهنم دارد ، منافات ندارد . * ( « كانَ عَلى رَبِّكَ حَتْماً مَقْضِيًّا » ) * - ضمير در « كان » به ورود ، و يا به جمله سابق ، به اعتبار اينكه ( هيچ كس نيست مگر آنكه وارد آن مىشود ) ، حكم و فرمانى بود ، بر مىگردد و كلمه « حتم » و « جزم » و « قطع » ، يك معنا دارد ، و معناى جمله مورد بحث اين است كه : اين ورود يا حكمى كه كرديم بر خداى تعالى واجب و حتمى است ، و اين وجوب به فرمان خود خدا بوده ، خودش عليه خود حكم رانده ، چون حاكمى كه بر او حكم براند وجود ندارد . * ( « ثُمَّ نُنَجِّي الَّذِينَ اتَّقَوْا وَنَذَرُ الظَّالِمِينَ فِيها جِثِيًّا » ) * . قبلا به معناى جمله * ( « وَنَذَرُ الظَّالِمِينَ فِيها » ) * اشاره رفت ، و گفتيم كه اين جمله دلالت مىكند بر اينكه ظالمان داخل آتشند ، آن گاه در همانجا ايشان را باقى مىگذارند و متقين را نجات مىدهند ، و عبارت نجات دادن متقين دلالت ندارد بر اينكه آنان نيز با ظالمان داخل آتش باشند ، چون گفتيم نجات دادن بدون داخل بودن نيز متحقق مىشود مثل اينكه در شرف دخول باشند ، مگر اينكه بگويى ما آن را از لفظ « نجات دادن » استفاده نمىكنيم ، بلكه از اينكه اين دو لفظ يعنى « نجات دادن » و « باقى گذاشتن » در يك سياق قرار گرفته‌اند به دست مىآوريم .
هامش
( 1 ) اگر فضل و رحمت خدا نبود هيچ يك از شما ابدا پاك نمىشد . سوره نور ، آيه 21 .
تفسير الميزان ( فارسي ) — صفحة 124 | السيد محمدحسين الطباطبائي / همدانى / سيد محمد باقر موسوى همدانى