تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير الميزان ( فارسي ) — صفحة 114

مساهمون:

ص١١٤
با اين بيان روشن مىگردد كه آنچه در باره معناى « سمى » گفته‌اند هيچيك صحيح نيست ، مثلا يكى « 1 » گفته : مراد از « سمى » مجازا همان شبيه و مانند است . بعضى « 2 » ديگر گفته‌اند : به معناى فرزند است . بعضى « 3 » ديگر گفته‌اند : همان معناى حقيقى كلمه است ، چيزى كه هست مراد از اسمى كه كسى در آن شريك نباشد اسم * ( « رَبُّ السَّماواتِ وَالأَرْضِ » ) * است نه اسامى ديگر خداى تعالى . بعضى « 4 » ديگر گفته‌اند : مراد از آن ، اسم جلاله است . بعضى « 5 » گفته‌اند : اسم إله است . بعضى « 6 » گفته‌اند اسم رحمان است . و بعضى « 7 » گفته‌اند : اسم إله خالق رازق محيى مميت قادر بر ثواب و عقاب است . سوم اينكه : نكته اضافه شدن كلمه « رب » بر كلمه « كاف » خطاب و تكرارش در آيه اول كه فرمود * ( « بِأَمْرِ رَبِّكَ » ) * ، * ( « وَما كانَ رَبُّكَ » ) * و حال آنكه ممكن بود بفرمايد « ربنا » اين است كه براى ذيل كلام زمينه چينى كند ، چون در آن ذيل يگانگى رب اثبات مىشود ، پس در اينكه فرمود : « ربك » اشاره است به اينكه پروردگار ما كه به امر او نازل مىشويم همان پروردگار تو است ، پس دعوت هم دعوت او است ، بنا بر اين در برابرش پايدارى كن . ممكن هم هست همين نكته در افتتاح سوره نيز مورد نظر بوده ، كه فرمود « ذِكْرُ رَحْمَتِ رَبِّكَ . . . » چون اين آيات همانطور كه قبلا هم گفتيم داراى يك سياق ، و در مقام بيان يك غرض است . چهارم اينكه : جمله * ( « فَاعْبُدْه وَاصْطَبِرْ لِعِبادَتِه » ) * در مقام اثبات توحيد در عبادت است ، نه اينكه بخواهد امر به عبادت كند و يا امر به پايدارى در آن بفرمايد ، مگر آنكه بگويى امر به عبادت و يا امر به پايدارى در آن نيز به ملازمه ، از توحيد در عبادت استفاده مىشود ( دقت بفرمائيد ) . و ممكن است از تفريع مذكور استفاده شود كه تاكيد بيان سياق سابق بر اين دو آيه نيز هست ، و با اين احتمال وجه اتصال اين دو آيه با آيات سابق بر آن نيز روشن مىگردد و ديگر ما ناچار نيستيم آن را جمله معترضه به تمام معنا بدانيم . گويا فرشته وحى ، وقتى به رسول خدا نازل شد ، و اين سوره را آورد ، و شصت و سه آيه آن را كه مشتمل بر دعوت كامل به دين حنيف است نازل كرد ، بعد از آن رسول خدا را خطاب
هامش
( 1 ) مجمع البيان ، ج 6 ، ص 521 . ( 2 ، 3 ، 4 ) روح المعانى ، ج 16 ، ص 116 . ( 5 ) مجمع البيان ، ج 6 ، ص 521 . ( 6 ) تفسير فخر رازى ، ج 21 ، ص 240 . ( 7 ) مجمع البيان ، ج 6 ، ص 521 .