تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير الميزان ( فارسي ) — صفحة 105

مساهمون:

ص١٠٥
و منتهاى سير در مسير فرض كرده باشد ، و مسير عبارت باشد از ضايع كردن نماز و پيروى شهوات ، و نقطه انتهايش عبارت باشد از غى ، آن گاه فرموده باشد حال كه اين طبقه ناخلف راهى پيش گرفته‌اند كه نهايتش غى است ، به زودى به همان نهايت نيز مىرسند ، حال يا به اينكه در قيامت كه عالم كشف حقايق است پى به گمراهى خود مىبرند ، يا به اينكه همان گمراهى رفته رفته در دلهاشان رسوخ مىكند تا آنجا كه از اولياى شيطان شوند ، هم چنان كه فرمود : « إِنَّ عِبادِي لَيْسَ لَكَ عَلَيْهِمْ سُلْطانٌ إِلَّا مَنِ اتَّبَعَكَ مِنَ الْغاوِينَ » « 1 » و به هر حال عبارت مذكور استعاره از كنايه لطيفى است . * ( « إِلَّا مَنْ تابَ وَآمَنَ وَعَمِلَ صالِحاً فَأُولئِكَ يَدْخُلُونَ الْجَنَّةَ وَلا يُظْلَمُونَ شَيْئاً » ) * . اين آيه استثنايى از آيه سابق است ، و مىفرمايد : كسانى كه از اين راه شيطانى برگردند و ايمان آورده عمل صالح كنند داخل بهشت گشته و به هيچ وجه ظلم نمىشوند بلكه به همان طبقه گذشته كه مورد انعام خدا بودند ملحق مىگردند البته با آنان ، نه اينكه از آنان باشند هم چنان كه در آيه « وَمَنْ يُطِعِ اللَّه وَالرَّسُولَ فَأُولئِكَ مَعَ الَّذِينَ أَنْعَمَ اللَّه عَلَيْهِمْ مِنَ النَّبِيِّينَ وَالصِّدِّيقِينَ وَالشُّهَداءِ وَالصَّالِحِينَ وَحَسُنَ أُولئِكَ رَفِيقاً » « 2 » نيز فرمود : كسانى كه خدا و رسول را اطاعت مىكنند با كسانى ( نه از كسانى ) خواهند بود كه خدا به ايشان انعام فرموده ، كه عبارتند از انبياء و صديقين و شهداء و صالحين ، كه نيكو رفقايى هستند . * ( « فَأُولئِكَ يَدْخُلُونَ الْجَنَّةَ » ) * - اين جمله از باب به كار بردن مسبب در جاى سبب است ، و اصل آن « اولئك يوفون اجرهم » است ، يعنى ايشان به تمام و كمال اجر خود را مىيابند ، به دليل اينكه بعد از آن فرموده : * ( « وَلا يُظْلَمُونَ شَيْئاً » ) * چون ظلم نشدن در كوچكترين عمل از لوازم يافتن اجر تمام و كمال است ، نه از لوازم داخل بهشت شدن . * ( « جَنَّاتِ عَدْنٍ الَّتِي وَعَدَ الرَّحْمنُ عِبادَه بِالْغَيْبِ إِنَّه كانَ وَعْدُه مَأْتِيًّا » ) * . كلمه « عدن » به معناى اقامت است ، و اگر بهشت را عدن ناميده‌اند اشاره به اين است كه انسان بهشتى در بهشت ، جاودان و ابدى است ، و كلمه « وعده به غيب » وعده به چيزى است كه موعود فعلا آن را نمىبيند ، و « ماتى » بودن « وعد » به اين است كه تخلف نكند ، در مجمع البيان گفته : كلمه « ماتى » اسم مفعول است ولى معناى فاعل دارد ، چون درست است كه تو ، به آن وعده مىرسى ، ولى آن هم به تو مىرسد ، هم چنان كه هر چيز كه به آدمى برسد آدمى هم به آن
هامش
( 1 ) بندگان من چنين نيستند كه تو بتوانى بر ايشان مسلط شوى مگر آن جاهلان گمراهى كه خود پيروى تو كنند . سوره حجر ، آيه 42 . ( 2 ) سوره نساء ، آيه 69 .