بدون راهنما راهى به جايى مىبرند ، و معلوم است كه در اين دوران ، ترجيح براى آن كسى است كه به سوى حق هدايت مىكند ، نه آن كس كه هدايتى نمىكند ، يعنى ترجيح با پيروى خداى تعالى بر پيروى خدايان دروغين است ، ولى مشركين به عكس اين حكم مىكنند و بدين جهت خداى تعالى با جمله * ( « فَما لَكُمْ كَيْفَ تَحْكُمُونَ » ) * ملامت و توبيخشان مىكند .
در اينجا سؤالى باقى مىماند و آن اين است كه در رجحان پيروى خداى تعالى بر پيروى شركاء تعبير فرموده به اينكه « پيروى خداى تعالى سزاوارتر است » مگر پيروى شركاء سزاوار است كه پيروى خداى تعالى سزاوارتر باشد ؟ و چون چنين نيست بايد حقانيت را منحصر در پيروى خداى تعالى مىكرد ، و آن را متعين دانسته مىفرمود : تنها پيروى خداى تعالى حق است ، نه اينكه بفرمايد : پيروى خداى تعالى سزاوارتر است ؟
جواب اين سؤال اين است كه اين تعبير مقتضاى مقام ترجيح است . وقتى از خصم مىپرسيم : راستى ترجيح بر دروغ دارد . يا دروغ ترجيح بر راستى ؟ ناگزير پاسخ اين سؤال اين است كه راستى بهتر است ، و اين معنايش آن نيست كه دروغ هم خوب است ، ولى راستى خوبتر است . و اگر خود خصم پاسخ نداد ، ما به جاى او همين تعبير را مىآوريم ، تا قبول دعوى ما برايش آسانتر شود ، و حس عصبيت او تحريك و جهالتش تهييج نگردد .
و خداى تعالى در اين سؤال و جواب زيباترين تعبير را آورده و فرموده : * ( « أفَمَنْ يَهْدِي إِلَى الْحَقِّ أَحَقُّ أَنْ يُتَّبَعَ أَمَّنْ لا يَهِدِّي إِلَّا أَنْ يُهْدى » ) * . و در اين آيه قرائتى كه رايج است كلمه « لا يهدى » - با تشديد « دال » - است كه اصل آن « يهتدى » بوده ، و ظاهر جمله * ( « لا يَهِدِّي إِلَّا أَنْ يُهْدى » ) * كه در آن متعلقات فعل حذف شده ، و نفرموده كه به چه چيز هدايت مىشود و چه كسى او را هدايت كرده اين است كه به خودى خود هدايت نمىشود ، بلكه به وسيله غير خود هدايت مىشود ، چون اين كلام يعنى جمله * ( « يَهْدِي إِلَى الْحَقِّ » ) * در مقابل جمله * ( « أَمَّنْ لا يَهِدِّي » ) * قرار گرفته ، با اينكه جمله « به سوى حق هدايت مىكند » بايد در مقابلش جمله « به سوى حق هدايت نمىكند » قرار بگيرد ، نه جمله « لا يهدى - به سوى حق هدايت نمىشود » ، و همچنين جمله « به سوى حق هدايت نمىشود » در مقابل جمله : « به سوى حق هدايت مىشود » است ، و لازمه اين چنين مقابله اين است كه بين « راه يافتن بوسيله غير » و « هدايت نكردن به سوى حق » ، و همچنين بين « هدايت كردن به سوى حق » با « راه يافتن بالذات » ملازمه باشد . پس ، كسى كه به سوى حق هدايت مىكند ، بايد خودش بالذات - و نه بوسيله غير - راه يافته باشد ، و نيز كسى كه خودش بوسيله غير راه يافته ابدا به سوى حق هدايت نمىكند .
اين آن نكته اى است كه آيه شريفه به حسب ظاهرى كه دارد بر آن دلالت مىكند ، و