جاى هيچ ترديدى در اين دلالت نيست ، و اين خود عادلترين گواه است بر اينكه در اين كلام مجازگويى نشده ، و اساس آنكه مثل همه موارد مجازگويى كه خود ما اهل عرف داريم بر مساهله نيست ، بلكه كلامى است جدى و بر اساس حقيقت ما اهل عرف همين كه ببينيم كسى كلمه حقى گفت و ما را به سوى آن دعوت كرد مىگوئيم « او هادى به سوى حق است » و او را به چنين صفتى توصيف مىكنيم ، هر چند كه خود او بدانچه مىگويد معتقد نباشد ، و يا اگر تا حدودى معتقد به گفته خويش هست به آن عمل نكند ، و يا اگر عمل مىكند معناى واقعى كلمه حق را تحقق ندهد بلكه تنها عملى انجام بدهد ولى عملش مغز و معنا نداشته باشد . و نيز ما او را به اين صفت توصيف مىكنيم ، چه اينكه خودش به خودى خود به آن كلمه حق راه يافته باشد ، و يا اينكه ديگران او را بدان هدايت كرده باشند ، در حالى كه از نظر واقع و حقيقت چنين نيست ، بلكه هدايت به سوى حق يعنى رساندن افراد به حق صريح و به متن واقع ، و اين تنها كار خداى سبحان و يا كار كسانى است كه خود راه يافته باشند ، يعنى خداى تعالى آنان را بدون واسطه كسى بلكه خودش هدايت كرده باشد و آنان بوسيله خداى تعالى راه را يافته باشند و از سوى او مامور شده باشند كه ديگران را هدايت كنند . و ما پاره اى مطالب در اين باب در معناى آيه شريفه « وَإِذِ ابْتَلى إِبْراهِيمَ رَبُّه بِكَلِماتٍ فَأَتَمَّهُنَّ » « 1 » ايراد كردهايم .
پس از آنچه در معناى آيه گفتيم چند امر روشن گرديد :
يكى اينكه منظور از هدايت به سوى حق صرف ارائه طريق و نشان دادن راه راست نيست ، بلكه منظور از آن ايصال به مطلوب است ، چون اين معنا مسلم و بديهى است كه هر كسى مىتواند بگويد راه حق كدام است ، چه اينكه خود گوينده بوسيله غير و يا بالذات راه حق را يافته باشد و يا نيافته باشد ، و آيه شريفه سخن از هدايتى دارد كه كار هر كس نيست پس معلوم مىشود منظور از آن صرف نشان دادن راه حق نيست .
دوم اينكه منظور از جمله : * ( « أَمَّنْ لا يَهِدِّي إِلَّا أَنْ يُهْدى » ) * كسى است كه به خودى خود راه را نمىيابد ، و اين دو طايفه را شامل مىشود ، يكى آن كسانى را كه اگر هدايت مىشوند بوسيله غير خود مىشوند و يكى آن كسانى كه اصلا هدايت نمىشوند ، نه به خودى خود و نه به وسيله غير نظير بتها و خدايان دروغين كه قابليت هدايت به وسيله غير را ندارند ، چون جمله * ( « إِلَّا أَنْ يُهْدى » ) * استثناء از جمله : * ( « أَمَّنْ لا يَهِدِّي » ) * است ، و اين جمله بايد دو طائفه را شامل بشود ، تا طايفه هدايت پذير به وسيله غير از آن استثناء شود .
هامش
( 1 ) « سوره بقره ، آيه 124 » .