وجه نادرستى اين توجيه اين است كه ما مىدانيم شركاء در مقام استدلال بر اين هستند كه معبود مشركين نبودند . نه در اين مقام كه اثبات كنند هوى و شيطان دو معبود آنان بودند ، چون معبود بودن هوى و شيطان براى مشركين به هيچ وجه سودى و ربطى به حال شركاء ندارد ، و بلكه به ضرر آنها تمام مىشود ، چون شركاء براى تبرئه خود گفتند « ما از عبادت مشركين غافل بوديم » و بنا به توجيه اين مفسر اين تبرئه لغو مىشود ، زيرا هواى نفس مشركين نيز غافل از عبادت آنان بوده و اصلا آن را درك نمىكرد . و خلاصه ، در اين غفلت و نداشتن درك هيچ فرقى بين شركاء كه اجسامى مرده و بى شعورند ، و بين هواى نفس مشركين نيست .
و شايد مفسر مزبور در اين نظريه اش اعتماد كرده به حصرى كه از جمله * ( « ما كُنْتُمْ إِيَّانا تَعْبُدُونَ » ) * استفاده مىشود ، و فكر كرده تقديم مفعول - ايانا - بر فعل - تعبدون - حصر را افاده مىكند ، در حالى كه ظاهر آن مىرساند كه قصر قلب است ، يعنى معبود بودن را از خود نفى و براى غير خود اثبات مىكنند ، نه اينكه اصل عبادت را نفى كنند ، چون از جمله « عن عبادتكم » به دست مىآيد كه شركاء منكر اصل عبادت نيستند ، زيرا اضافه مصدر به معمولش مفيد ثبوت است .
ليكن حق مطلب اين است كه اگر اين شركاء به مشركين مىگويند : * ( « ما كُنْتُمْ إِيَّانا تَعْبُدُونَ » ) * در مقابل و در پاسخ مطلبى بود كه مشركين گفتند ، و خداى تعالى گفته آنان را چنين حكايت كرده : « رَبَّنا هؤُلاءِ شُرَكاؤُنَا الَّذِينَ كُنَّا نَدْعُوا مِنْ دُونِكَ » « 1 » كه در اين گفتار عبادت خود را از خداى سبحان نفى ، و براى شركاء اثبات كردند ، و معلوم است كه شركاء وقتى مىتوانند اين تهمت را از خود دور كنند كه عبادت آنان را از خود نفى كنند و اما اينكه عبادت آنان براى چه كسى واقع شده ربطى به كار شركاء ندارد ، و نمىتواند متعلق غرض آنها واقع شود . همه هم شركاء اين است كه خود را از دعوى شركت منزه بدارند ، و همين كار را كردهاند ، چون در گفتار خود احتجاج كردهاند به اثبات غفلت خود از عبادت آنان ، و اگر متوجه عبادت آنان مىبودند و ايشان هم آنها را پرستيده بودند ، بايد به دعوى شركت ملتزم شوند .
* ( « فَكَفى بِاللَّه شَهِيداً بَيْنَنا وَبَيْنَكُمْ . . . » ) *
معناى اين آيه با بيان گذشته ما روشن شد ، تنها مطلبى كه باقى مانده اين است كه حرف « فاء » در آغاز جمله تعليل را مىرساند ، و تعليل كردن با حرف « فاء » در كلام شايع و
هامش
( 1 ) پروردگارا اينهايند آن شركائى كه ما به جاى تو آنها را مىپرستيديم . « سوره نحل ، آيه 86 »