تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير الميزان ( فارسي ) — صفحة 66

مساهمون:

ص٦٦
رائج است ، مثل اينكه مىگوئيم : « اعبد اللَّه فهو ربك - خدا را عبادت كن چون كه او پروردگار تو است » . * ( « هُنالِكَ تَبْلُوا كُلُّ نَفْسٍ ما أَسْلَفَتْ . . . » ) * كلمه « بلاء » كه فعل « تبلوا » از آن گرفته شده به معناى امتحان است ، و كلمه « هنالك » اشاره به آن موقف و محلى دارد كه در فرمان : * ( « مَكانَكُمْ أَنْتُمْ وَشُرَكاؤُكُمْ فَزَيَّلْنا بَيْنَهُمْ » ) * نام برده شد . پس معلوم مىشود اين فرمان كه : « شما و شركائتان بر جاى باشيد » براى اين است كه در آنجا كه جاى اختيار و امتحان است ، امتحان شوند . مشركين و شركاء و هر انسان ديگر آنچه را كه در دنيا كرده امتحان شوند تا حقيقت كرده هايش برايش منكشف و روشن شود ، و حقيقت هر عملى را كه كرده به عيان مشاهده كند ، نه اينكه صرفا برايش بشمارند و بيان كنند كه تو چنين و چنان كرده اى ، بلكه عمل خود را مجسم مىبيند و با مشاهده حق از هر چيزى ، اين معنا برايش منكشف مىشود كه مولاى حقيقى ، تنها خداى سبحان است و همه اوهام ساقط و منهدم مىگردد ، و اثرى از آن دعوىها كه بشر به اوهام و هواهاى خود بر حق مىبست باقى نمىماند . آرى ، همه اين افتراءها و ادعاها از ناحيه روابطى ناشى شده كه ما انسانها در اين دنيا بين اسباب و مسببات برقرار نموده و به آن اسباب استقلال و مولويت مىدهيم ، با اينكه غير از خداى سبحان نه معبودى حقيقى هست و نه مولايى ، و اين معنا وقتى واضح و منجلى مىشود و ابر اوهام و حجاب دعاوى كنار مىرود كه عالم اسباب و مسببات فرو ريزد و عالم آخرت بر پا شود ، آن وقت است كه همه آلهه و معبودهايى كه دست افتراى بشر آنها را ساخته و پرداخته بود باطل گشته ، تمامى اعمال به غير از آنچه به عنوان عبادت خداى سبحان - البته عبادت به معناى حقيقى كلمه - انجام شده باشد حبط و بى اثر مىگردد . پس فقرات سه گانه از آيه شريفه ، يعنى جمله * ( « هُنالِكَ تَبْلُوا كُلُّ نَفْسٍ . . . » ) * و * ( « رُدُّوا إِلَى اللَّه . . . » ) * و * ( « وَضَلَّ عَنْهُمْ . . . » ) * هر يك آن دو جمله ديگر را در افاده حقيقت معنايش كمك مىكند ، و حاصل مفاد مجموع آنها اين است كه : در آن روز حقيقت ولايت الهى بطور عيان ظهور پيدا مىكند و خلق به عيان لمس مىكنند كه غير از خداى تعالى به جز فقر و مملوكيت محض چيزى ندارند ، در اين هنگام است كه هر دعوى باطلى باطل و بنيان هر موهومى منهدم مىگردد . هم چنان كه آيات زير به آن اشاره نموده مىفرمايد : « هُنالِكَ الْوَلايَةُ لِلَّه الْحَقِّ » « 1 » و
هامش
( 1 ) در آنجا ولايت حقيقى مخصوص خدا است . « سوره كهف ، آيه 44 »