تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير الميزان ( فارسي ) — صفحة 68

مساهمون:

ص٦٨
مؤلف : اين معنا به چند طريق از طرق اهل سنت از رسول خدا ( ص ) نقل شده و ما در تفسير آيه « رَبِّ أَرِنِي أَنْظُرْ إِلَيْكَ » « 1 » در جلد هشتم اين كتاب بيانى داشتيم كه اين حديث را توضيح مىدهد . و در كافى به سند خود از ابى بصير از امام صادق ( ع ) روايت كرده كه در تفسير جمله * ( « كَأَنَّما أُغْشِيَتْ وُجُوهُهُمْ قِطَعاً مِنَ اللَّيْلِ مُظْلِماً » ) * فرمود : ( سياهى ، شدت و ضعف دارد ) همانطور كه مىبينى در شب تاريك ، داخل اطاق تاريكتر از فضاى بيرون است همچنين وجوه مشركين سياهيشان زياد مىباشد . « 2 » مؤلف : اين روايت را عياشى نيز از ابى بصير از آن جناب نقل كرده ، و گويا امام ( ع ) خواسته است كه كلمه * ( « قِطَعاً مِنَ اللَّيْلِ » ) * را كه در آيه آمده تفسير كند . « 3 » و در الدر المنثور است كه ابو الشيخ از سدى روايت كرده كه در ذيل جمله * ( « وَرُدُّوا إِلَى اللَّه مَوْلاهُمُ الْحَقِّ » ) * گفته : اين جمله را آيه « اللَّه مَوْلَى الَّذِينَ آمَنُوا وَأَنَّ الْكافِرِينَ لا مَوْلى لَهُمْ » نسخ كرده « 4 » است . مؤلف : اين سخن از سخيفترين سخنان است ، چون هر يك از دو آيه شريفه ناظر به يك جهت از معنا است ، يكى ناظر به مولاى ظاهرى است ، و ديگرى به مولاى باطنى ( آن آيه كه مىفرمايد : كفار مولى ندارند ، منظورش مولاى ظاهرى است كه در دنيا دل به آن بسته بودند ، و هر سنگ و چوبى را مولى و شفيع خود مىپنداشتند ، و اين آيه به معناى باطنى و حقيقى مولى نظر دارد ، مىفرمايد : مولاى حقيقى كل عالم خداى تعالى است ، و كفار نيز به سوى او برگشت داده مىشوند ) .
هامش
( 1 ) « سوره اعراف ، آيه 143 » . ( 2 ) كافى ( 3 ) تفسير عياشى ، ط . اسلاميه ، ج 2 ، ص 122 . ( 4 ) الدر المنثور ، ط . بيروت ، ج 3 ، ص 305 .