مشركين ، و چه شركاى ايشان ، چون خداى تعالى در اين آيه و آيه بعدش مشركين و شركاى آنان را ذكر فرموده ، سپس در آيه بعد به همه آنان اشاره نموده و فرموده : * ( « هُنالِكَ تَبْلُوا كُلُّ نَفْسٍ ما أَسْلَفَتْ » . ) *
* ( « ثُمَّ نَقُولُ لِلَّذِينَ أَشْرَكُوا مَكانَكُمْ أَنْتُمْ وَشُرَكاؤُكُمْ » ) * - كلمه « مكانكم » به معناى « الزموا مكانكم » است ، مىخواهد بفرمايد : در آن روز به مشركين مىگوئيم همانجا كه هستيد باشيد ، شركاى شما نيز در همان دوزخ كه هستند باشند ، آن گاه جمله * ( « فَزَيَّلْنا بَيْنَهُمْ » ) * را بر اين خطاب متفرع كرده ، مىفرمايد : فرع و نتيجه اين خطاب ما آن است كه بين مشركين و شركايشان جدايى مىافكنيم و رابطه اى كه در دنيا آنان را به اينها مرتبط مىكرد قطع مىكنيم ، و ما مىدانيم آن رابطه اى كه در دنيا مشركين را با بتها و خدايان خياليشان مرتبط مىكرد ، چيزى جز وهم و پندار نبود ، و با قطع اين پندار بوسيله كشف حقايق ديگر اين دو طايفه با هم ارتباطى نخواهند داشت ، و معلوم خواهد شد كه عبادتهايى كه براى اين سنگ و چوبها و خدايان جاندار مىكردند به هدف نرسيده ، زيرا آنها چيزهايى را كه عبادت مىكردند به عنوان اينكه شركاى خدايند عبادت مىكردند ، در حالى كه خداى تعالى شريك نداشت و اينها شركاى خدا نبودند ، پس جز وهم و خيال خود را نپرستيدهاند .
دليل بر اين معنا ، جمله بعد است كه مىفرمايد : * ( « وَقالَ شُرَكاؤُهُمْ ما كُنْتُمْ إِيَّانا تَعْبُدُونَ » ) * . بنا بر اين ، كلام بر همان ظاهرش باقى است كه مىخواهد بطور جدى عبادت آنان را نفى كند ، و بگويد : حقيقت معناى عبادت بر عملى كه مشركين در برابر بتهايشان انجام مىدادند صادق نيست ، و درست هم گفتهاند ، و در اين كلام خود دروغى نگفتهاند ، به دليل اينكه گفته خود را به شهادت خداى سبحان مستند كرده و گفتهاند : * ( « فَكَفى بِاللَّه شَهِيداً . . . » ) *
و منظورشان اينهم نبوده كه ما شما را به عبادت خود دعوت نكردهايم ، زيرا اين معنا با گفتار در آيه سازگار نيست ، و نيز اين نبوده كه خواسته باشند به مشركين كنايه بزنند كه شما در حقيقت هوى و هوسها و شيطانهاى اغواگر خود را مىپرستيديد ، زيرا اين معنا با غفلت شركاء نمىسازد ، و مىفهماند كه شركاء شعور و توجه داشتهاند كه مشركين چه چيزى را مىپرستيدند ، و همچنين با جمله * ( « هُنالِكَ تَبْلُوا كُلُّ نَفْسٍ ما أَسْلَفَتْ » ) * - بنا بر آن معنايى كه در آينده برايش مىكنيم - سازگار نيست ، بلكه مرادشان نفى عبادت حقيقى به نفى حقيقت شركت است .
مىگويند : شما در حقيقت ما را نپرستيديد ، چون شما شركاى خدا را مىپرستيديد و ما شركاى حقيقى خداى تعالى نبوديم ، به شهادت خداى تعالى و علم و آگاهى او به اينكه ما از عبادت شما غافل و بى خبر بوديم .
تفسير الميزان ( فارسي ) — صفحة 62
مساهمون: السيد محمدحسين الطباطبائي
ص٦٢