تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير الميزان ( فارسي ) — صفحة 60

مساهمون:

ص٦٠
هم زيادت آن از فصل الهى است : « فَأَمَّا الَّذِينَ آمَنُوا وَعَمِلُوا الصَّالِحاتِ فَيُوَفِّيهِمْ أُجُورَهُمْ وَيَزِيدُهُمْ مِنْ فَضْلِه » « 1 » . و اگر منظور از كلمه « حسنى » در جمله * ( « لِلَّذِينَ أَحْسَنُوا » ) * عاقبت حسنى باشد ، و عقل بشر ما فوق حسنى چيزى را تعقل نكند ، در اين صورت معناى كلمه « و زيادة » زائد بر آن حدى خواهد بود كه عقل بشر مىتواند از فضل الهى را تصور كند ، آن وقت معنا چنين مىشود : براى كسانى كه نيكى مىكنند عاقبت حسنى خواهد بود به اضافه فضلى از ناحيه خداى تعالى كه عقل بشر از درك آن عاجز است . آيات زير نيز به اين معنا اشاره دارد : « فَلا تَعْلَمُ نَفْسٌ ما أُخْفِيَ لَهُمْ مِنْ قُرَّةِ أَعْيُنٍ » « 2 » و « لَهُمْ ما يَشاؤُنَ فِيها وَلَدَيْنا مَزِيدٌ » « 3 » ، چون اين معنا معلوم است كه انسان هر چيز نيكويى را مىخواهد ، پس مزيد از آنچه انسان مىخواهد چيزى است كه فهم انسان ، قاصر از درك آن است . و كلمه « الرهق » - با دو فتحه - به معناى پيوستن و فرا گرفتن است . وقتى مىگويند « رهقه الدين » معنايش اين است كه سيلاب قرض به تدريج به او پيوست تا آنجا كه او را فرا گرفت ، و كلمه « قتر » به معناى دود و يا غبار سياه رنگ است . و اگر اهل بهشت را توصيف كرده به اينكه : « چهره هايشان را قتر و ذلت فرا نمىگيرد » ، بدين جهت است كه قتر و ذلت وصف اهل دوزخ است ، كه گرفتار قتر يعنى سياهى صورت و ذلت يعنى سياهى معنوى مىشوند ، و در آيه بعد در باره اهل دوزخ مىفرمايد : * ( « تَرْهَقُهُمْ ذِلَّةٌ » ) * . و معناى آيه اينست : « كسانى كه در دنيا كار نيك و احسان مىكنند ، در آخرت مثوبت حسنى دارند ، به اضافه زيادتى از فضل خدا » ، و يا معناى آن اين است : « كسانى كه در دنيا كار نيك و احسان مىكنند عاقبتى حسنى دارند ، به اضافه زيادتى كه به عقلشان تصور نمىشود و صورتهاى آنان را غبار سياهى فرا نمىگيرد ، و دلهايشان دچار ذلت نميشود ، و اينان اصحاب بهشت و در آن جاودانند » . * ( « وَالَّذِينَ كَسَبُوا السَّيِّئاتِ جَزاءُ سَيِّئَةٍ بِمِثْلِها وَتَرْهَقُهُمْ ذِلَّةٌ . . . » ) * در اين آيه شريفه ، جمله * ( « جَزاءُ سَيِّئَةٍ بِمِثْلِها » ) * خبر است براى مبتدايى كه حذف شده ،
هامش
( 1 ) اما كسانى كه ايمان آورده و اعمال صالح كردند ، خداى تعالى پاداششان را بطور كامل و بلكه بيشتر ، از فضل خود مىدهد . « سوره نساء ، آيه 173 » ( 2 ) هيچ عقلى و نفسى نمىداند كه چه لذائذ محبوبى بر ايشان پنهان داشته شده . « الم سجده ، آيه 17 » ( 3 ) در بهشت هر چه را كه بخواهند در اختيار دارند ، به اضافه چيزهايى كه خواست بشريت از تعلق به آن قاصر است . « سوره ق ، آيه 35 » .
تفسير الميزان ( فارسي ) — صفحة 60 | السيد محمدحسين الطباطبائي / همدانى / سيد محمد باقر موسوى همدانى