تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير الميزان ( فارسي ) — صفحة 564

مساهمون:

ص٥٦٤
« إِنْ يَنْصُرْكُمُ اللَّه فَلا غالِبَ لَكُمْ وَإِنْ يَخْذُلْكُمْ فَمَنْ ذَا الَّذِي يَنْصُرُكُمْ مِنْ بَعْدِه » « 1 » چيست ؟ امام ( ع ) در جواب فرمود : وقتى بنده خدا آنچه كه خدا به وى امر كرده اطاعت كند عملش موافق امر خداى عز و جل است و بدين جهت آن عبد را موفق مىنامد ( چون گفتيم كارش موافق امر خداى عز و جل است ) و هر گاه بنده خدا بخواهد داخل پاره اى از گناهان شود و خداى تعالى بين او و آن گناه حايل گردد و در نتيجه بنده آن گناه را مرتكب نشود ترك گناهش به توفيق خداى تعالى صورت گرفته و هر زمان كه او را به حال خود بگذارد و بين او و معصيت حايل نشود و در نتيجه مرتكب گناه گردد در آن صورت خدا او را يارى نكرده و موفق ننموده است ، ( چون كارش موافق دستور خدا انجام نشده ) . « 2 » مؤلف : حاصل بيان امام ( ع ) اين شد كه توفيق خداى تعالى و خذلان ( توفيق ندادن و يارى نكردن ) او از صفات فعلى خداى تعالى است نه از صفات ذاتش ، پس توفيق ، عبارت از اين است كه خداى تعالى اسباب را طورى رديف كند كه قهرا بنده را بسوى عمل صالح بكشاند و يا بعضى از مقدماتى كه در ارتكاب گناه لازم است براى او فراهم نكند در نتيجه بنده آن كار واجب را انجام دهد و اين كار حرام را ترك كند ، و خذلان بر خلاف اين است . پس بنا بر اين ، متعلق توفيق ، عبارت از آن اسباب است چون گفتيم توفيق عبارت است . از ايجاد توافق بين آن اسباب ، پس اسبابند كه متصف به توفيق مىشوند و اگر انسان موفق را موفق مىناميم در حقيقت توصيف به حال متعلق كرده‌ايم . و در تفسير الدر المنثور است كه ابو نعيم در كتاب « الحليله » از على روايت كرده كه گفت : به رسول خدا ( ص ) عرضه داشتم : مرا توصيه كن حضرت فرمود : بگو : « پروردگارم اللَّه است و به دنبال آن استقامت بورز و به پاى گفته ات بايست » . عرضه داشتم : « پروردگارم اللَّه است و جز بوسيله او مرا توفيقى نيست ، بر او توكل مىكنم و بسوى او رجوع مىنمايم » . رسول خدا ( ص ) فرمود : گوارا باد تو را اين علم اى ابو الحسن ، به راستى كه تو علم را نوشيده اى آن هم چه نوشيدنى و تو علم را ، همه اش را يكباره فرا گرفته اى و آن هم چه فرا گرفتنى . « 3 »
هامش
( 1 ) اگر خدا ياريتان كند كسى نمىتواند بر شما غالب آيد و اگر ياريتان نكند كيست كه بعد از او شما را يارى كند ؟ . « سوره آل عمران ، آيه 160 » ( 2 ) معانى الاخبار ، باب معنى الهدى و الضلال ، ص 20 ، ح 1 ، چاپ ايران . ( 3 ) الدر المنثور ، ج 3 ، ص 347 .