تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير الميزان ( فارسي ) — صفحة 565

مساهمون:

ص٥٦٥
مؤلف : در سابق ما به پاره اى از مطالب در معناى جمله « شربت العلم شربا و نهلته نهلا » اشاره كرده‌ايم . و در همان كتاب است كه واحدى و ابن عساكر از شداد بن اوس روايت كرده‌اند كه گفت : رسول خدا ( ص ) فرمود : شعيب ( ع ) از عشق به خدا آن قدر گريست تا كور شد و خداى تعالى دوباره چشمش را به او برگردانيد و به وى وحى فرستاد : اى شعيب ! اين چه گريه اى است كه مىكنى ؟ آيا از شوق به بهشت است و يا ترس از دوزخ ؟ شعيب عرضه داشت : نه ، و ليكن حب تو در دلم گره خورده ، وقتى به تو نظر كنم ديگر باكى از آن ندارم كه تو با من چه معامله اى خواهى كرد ؟ پس خداى تعالى به وى وحى فرستاد كه : اى شعيب ! اگر اين گفته تو حق باشد پس گوارا باد تو را لقاى من ، اى شعيب ! به همين جهت من موسى بن عمران را خادم تو كردم با اينكه او حكيم و هم سخن من است . « 1 » مؤلف : مراد از اينكه آن جناب در پاسخ خداى تعالى عرضه داشت : « وقتى به تو نظر كنم » ، نظر قلبى است نه نگاه كردن با چشم سر ، تا مستلزم جسمانيت خدا باشد چون خداى متعال منزه از جسمانى بودن است و ما در تفسير آيه « وَلَمَّا جاءَ مُوسى لِمِيقاتِنا » « 2 » در جلد ششم اين كتاب توضيحى در اين باره داديم . و در همان كتاب است كه ابو الشيخ از على بن ابى طالب ( رضى اللَّه عنه ) روايت كرده كه روزى در خطبه اش اين آيه را كه راجع به شعيب است تلاوت كرد كه قوم او به او گفتند : * ( « وَإِنَّا لَنَراكَ فِينا ضَعِيفاً » ) * ، آن گاه فرمود : شعيب ( ع ) نابينا شده بود ، بدين جهت او را ضعيف شمرده و نسبت ضعف به او دادند ، و در تفسير جمله * ( « وَلَوْ لا رَهْطُكَ » ) * على ( ع ) فرمود : به خدايى سوگند كه جز او معبودى نيست آنها از جلال و عظمت پروردگارشان هيچ پروايى نكرده‌اند و جز از قوم و عشيره از هيچ چيز هيبت نمىبردند .
گفتارى در چند فصل در داستان شعيب ( ع ) و قوم او از نظر قرآن كريم 1 - شعيب ( ع ) سومين پيامبر عرب بود : منظور اين است كه آن جناب سومين پيامبر عربى است كه نام شريفشان در قرآن كريم آمده و پيامبران عرب عبارتند از : هود
هامش
( 1 ) الدر المنثور ، ج 3 ، ص 348 . ( 2 ) سوره اعراف ، آيه 143 .
تفسير الميزان ( فارسي ) — صفحة 565 | السيد محمدحسين الطباطبائي / همدانى / سيد محمد باقر موسوى همدانى