و صالح و شعيب و محمد ( ع ) ، كه پاره اى از سرگذشتهاى زندگى شعيب ( ع ) در سوره هاى اعراف و هود و شعراء و قصص و عنكبوت آمده است .
شعيب ( ع ) از اهل مدين بوده ( و مدين شهرى بوده در سر راه شام ، راهى كه از شبه جزيره عربستان به طرف شام مىرفته ) و آن جناب با موسى بن عمران ( ع ) معاصر بوده و يكى از دو دختر خود را در برابر هشت سال خدمت به عقد آن جناب در آورده و اگر موسى خواست ده سال خدمت كند خودش داوطلب شده و اين دو سال جزء قرارداد نبوده « 1 » ، موسى ( ع ) ده سال وى را خدمت كرد و سپس از آن جناب خدا حافظى نموده ، با خانواده اش از مدين به طرف مصر رهسپار شد .
و قوم اين پيغمبر يعنى اهل مدين بت مىپرستيدند ، مردمى برخوردار از نعمتهاى الهى بودند . امنيت و رفاه و ارزانى قيمتها و فراوانى نعمت داشتند ولى فساد در بينشان شيوع يافت مخصوصا كمفروشى و نقص در ترازو و قپان « 2 » ، لذا خداى تعالى شعيب را بسوى آنها مبعوث كرد و دستور داد تا مردم را از پرستش بتها و از فساد در زمين و نقص كيلها و ميزانها نهى كند و آن جناب مردم را بدانچه مامور شده بود دعوت كرد ، اندرزشان داد ، انذارشان كرد ، بشارتشان داد ، و مصايبى كه به قوم نوح ، قوم هود ، قوم صالح و قوم لوط رسيده بود به يادشان آورد ، و در احتجاج عليه كارهاى زشتشان و در موعظه و اندرزشان سعى بليغ كرد اما جز بيشتر شدن طغيان و كفر و فسوق در آنان نتيجه اى نگرفت . « 3 »
مردم مدين بجز چند نفر به وى ايمان نياوردند بلكه در عوض شروع به اذيت او و مسخره كردن و تهديدش نموده ، مردم ديگر را از پيروى آن جناب بر حذر داشتند ، بر سر هر راهى كه به جناب شعيب منتهى مىشد مىنشستند و رهگذران را از اينكه نزد شعيب بروند مىترساندند و كسانى كه به وى ايمان آورده بودند را از راه خدا منع مىكردند و راه خدا را كج و معوج نشان مىدادند و مىخواستند هر چه بيشتر اين راه را زننده در نظرها جلوه دهند . « 4 »
و سپس شروع كردند به تهمت زدن ، گاهى او را ساحر خواندند و زمانى كذابش معرفى كردند « 5 » و خود آن جناب را تهديد كردند كه اگر دست از دعوتت برندارى سنگسارت خواهيم
هامش
( 1 ) سوره قصص ، آيه 27 .
( 2 ) با استفاده از سوره هود ، آيه 84 و سوره هايى ديگر .
( 3 ) با استفاده از سوره اعراف ، هود و چند سوره ديگر .
( 4 ) سوره اعراف ، آيه 86 .
( 5 ) سوره شعراء ، آيه 185 و 186 .