از اين داستان مطالبى ايراد كرديم كه اين داستان نيز مشمول آن هست و معناى آيه اين است كه وقتى عذاب ما آمد ، شعيب و مؤمنين به وى را به رحمتى كه به آنها داشتيم نجات داديم و عذاب صيحه ، مردم مدين را بگرفت و صبح كردند در حالى كه جسمانى بى روح بودند و تو گويى اصلا در اين سرزمين زندگى نمىكردند فرمان ما رسيد كه لعنت بر مردم مدين ، همانطور كه ثمود لعنت شدند .
بحث روايتى
در تفسير قمى آمده كه معصوم ( ع ) فرمود : خداى تعالى حضرت شعيب ( ع ) را بسوى مدين مبعوث كرد - و مدين قريه اى بوده در سر راه شام - ولى مردمش به وى ايمان نياوردند . « 1 »
و در تفسير عياشى از احمد بن محمد بن عيسى از بعضى اصحابش از امام صادق ( ع ) روايت آورده كه در تفسير جمله * ( « إِنِّي أَراكُمْ بِخَيْرٍ » ) * فرمود : مردم مدين در فراوانى نعمت به سر مىبردند بطورى كه قيمت اجناس پايين بود ( و احتياجى به كمفروشى نداشتند ) . « 2 »
و در همان كتاب از محمد بن فضيل از حضرت رضا ( صلوات اللَّه عليه ) روايت آمده كه محمد گفت : من از آن جناب از مساله انتظار فرج سؤال كردم ، حضرت با تعجب فرمود :
« أو ليس تعلم ان انتظار الفرج من الفرج - مگر نمىدانى كه انتظار فرج خود مرحله اى از فرج است ؟ » آن گاه فرمود : خداى تبارك و تعالى مىفرمايد : * ( « وَارْتَقِبُوا إِنِّي مَعَكُمْ رَقِيبٌ » ) * .
مؤلف : تعبير : « ليس تعلم » به معنى نمىدانى است كه تعبير لغوى و مطابق لغت نيست بلكه تعبيرى است مولد ، ( مولد به معناى عربى غير خالص است ) .
مؤلف : كتاب معانى الاخبار به سند خود از عبد اللَّه بن فضل هاشمى از امام صادق ( ع ) روايت كرده كه گفت : به آن حضرت عرضه داشتم : ( با در نظر داشتن اينكه علل و اسباب در كار ما مؤثرند ) معناى اينكه خداى تعالى در يك جا ( از قول شعيب حكايت كرده كه گفت : ) ، * ( « وَما تَوْفِيقِي إِلَّا بِاللَّه » ) * و در جايى ديگر خودش فرموده :
هامش
( 1 ) تفسير قمى ، ج 1 ، ص 337 ، چاپ ايران .
( 2 ) تفسير عياشى ، ج 2 ، ص 159 ، چاپ ايران .