تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير الميزان ( فارسي ) — صفحة 560

مساهمون:

ص٥٦٠
اين دو صفت مىشناسم » . و كلمه « ودود » بر وزن فعول از اسماى خداى تعالى است و از ماده « ود » اشتقاق يافته و كلمه : « ود » با كلمه « حب » به يك معنا است الا اينكه از موارد استعمال اين دو كلمه بر مىآيد كه « ود » نوع خاصى از حب است و آن حبى است كه آثار و پىآمدهايى آشكار دارد مثل ، الفت و آمد و شد و احسان به آيه زير توجه فرماييد : « وَمِنْ آياتِه أَنْ خَلَقَ لَكُمْ مِنْ أَنْفُسِكُمْ أَزْواجاً لِتَسْكُنُوا إِلَيْها وَجَعَلَ بَيْنَكُمْ مَوَدَّةً وَرَحْمَةً » . « 1 » و اگر خداى تعالى را ودود خوانده به همين جهت است كه او بندگان خود را دوست مىدارد و آثار محبت خود را با افاضه نعمتهايش بر آنان ظاهر مىسازد آن هم چه نعمتهايى كه هيچ كس نمىتواند عدد آنها را بشمارد ، هم چنان كه خودش فرمود : « وَإِنْ تَعُدُّوا نِعْمَةَ اللَّه لا تُحْصُوها » « 2 » ، پس به اين دليل خداى تعالى نسبت به انسانها ودود است . * ( « قالُوا يا شُعَيْبُ ما نَفْقَه كَثِيراً مِمَّا تَقُولُ وَإِنَّا لَنَراكَ فِينا ضَعِيفاً . . . » ) * آوردن كلمه « فقه » در اينجا بليغتر از كلمه « فهم » و قوىتر از آن است و كلمه « رهط » به معناى قوم و عشيره است . و بعضى « 3 » گفته‌اند : اين كلمه شامل سه نفر تا هفت و يا تا ده نفر مىشود ، پس اينكه كلمه « رهط » را آوردند اشاره كرده‌اند به كمى قوم و خويش شعيب و اينكه قوم و خويش آن جناب كارى از دستشان بر نمىآيد و كلمه « رجم » به معناى سنگباران كردن كسى است . بعد از آنكه جناب شعيب ( ع ) با مردم خود اجتماع كرده و آنان را با حجت خود مجاب كرد مردم ديدند در مقابل گفتار منطقى او هيچ حرف حسابى ندارند و به هيچ وجه نمىتوانند از راه استدلال او را ساكت كنند لا جرم نخست گفتند كه : بسيارى از گفته هاى او براى آنان نامفهوم است و معلوم است كه اگر به راستى كلام گوينده اى براى شنونده اش مفهوم نباشد قهرا كلامى لغو و بى اثر خواهد بود و اين سخن آنان كنايه از اين بود كه اى شعيب ! تو حرفهايى مىزنى كه هيچ فايده اى در آن نيست . آن گاه دنبال آن گفتند : » * ( وَإِنَّا لَنَراكَ فِينا ضَعِيفاً ) * « - و ما تو را در بين خود ضعيف
هامش
( 1 ) يكى از آيات او اين است كه براى شما از جنس خود شما همسرانى آفريد تا مايه آرامش خاطر شما باشد و شما خود را بسوى آنان بكشانيد و بين شما و آن همسران مودت و رحمتى خاص برقرار نمود . « سوره روم ، آيه 21 » ( 2 ) و اگر نعمتهاى الهى را بشماريد به آخر آن نمىرسيد . « سوره ابراهيم ، آيه 34 » ( 3 ) كشاف ، ج 3 ، ص 423 ، چاپ بيروت .
تفسير الميزان ( فارسي ) — صفحة 560 | السيد محمدحسين الطباطبائي / همدانى / سيد محمد باقر موسوى همدانى