اقرار به ذلت مىكند تا خدا را با مقام مولويت و ربوبيتش به خود معطوف سازد ، دعا هم عينا همين است .
و خداى تعالى به همين اتحاد حقيقت دعاء و عبادت اشاره دارد ، آنجا كه مىفرمايد :
« وَقالَ رَبُّكُمُ ادْعُونِي أَسْتَجِبْ لَكُمْ إِنَّ الَّذِينَ يَسْتَكْبِرُونَ عَنْ عِبادَتِي سَيَدْخُلُونَ جَهَنَّمَ داخِرِينَ » « 1 » ، كه ملاحظه مىكنيد در اول ، فرمان به دعاء داده ، سپس همين تعبير به دعاء را مبدل به تعبير عبادت كرده است .
و پوشيده ماندن اين حقيقت بر صاحب المنار باعث شده كه در تفسير خود بگويد :
« اينكه بعضى از مفسرين و غير مفسرين گفتهاند كه يكى از معانى دعاء عبادت است بطور مطلق در عبادت شرعى درست نيست ، بله بعضى از عبادتهاى دستورى مثل نماز مشتمل بر دعاء هست ، چون بيشتر اجزايش دعاء است ، و نيز مخ همه عبادتها دعاء هست ولى همه عبادتهاى دستورى دعاء نيست ، مثلا نمىتوان گفت روزه يعنى دعاء ، چون اين اطلاق نه شرعا درست است و نه لغة ، پس هر دعاى شرعى عبادت هست ، ولى هر عبادت شرعى و دستورى دعاء نيست » « 2 » .
منشا اشتباه او اين است كه خيال كرده معناى دعاء همان نداء و صدا زدن در حال طلب است ، و غفلت كرده از آن تحليلى كه ما در معناى دعاء كرديم .
و اما كلمه « سلام » ، اصل در معناى اين كلمه - بطورى كه راغب در مفرداتش « 3 » گفته - تعرى و سلامت خواهى از آفات ظاهرى و باطنى است ، و اين معنا در همه مشتقات اين كلمه يعنى « سلام » ، « سلامت » ، « اسلام » ، « تسليم » و غيره جارى است ، و دو كلمه « سلام » و « سلامت » يك معنا دارد ، هم چنان كه دو كلمه « رضاع » و « رضاعة » به يك معنا است . و ظاهرا واژه « سلام » و واژه « أمن » معنايى نزديك بهم دارند ، تنها فرقى كه بين اين دو ماده لغوى است اين است كه سلام به معناى خود امنيت با قطع نظر از متعلق آن است ، ولى كلمه « امنيت » به معناى سلامتى و امنيت از فلان خطر است ، به شهادت اينكه مىتوان گفت :
« فلانى در سلام و سلامتى است » ، و « فلانى از فلان خطر در امنيت است » ، ولى نمىتوان
هامش
( 1 ) پروردگارتان فرمان داده كه مرا بخوانيد ، تا اجابتتان كنم ، براى اينكه كسانى كه از عبادت من استكبار مىكنند به زودى به حالت خوارى داخل جهنم خواهند شد . « سوره مؤمن ، آيه 60 »
( 2 ) تفسير المنار ، ط . بيروت ، ج 11 ، ص 308 .
( 3 ) مفردات راغب ، ماده سلم .