تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير الميزان ( فارسي ) — صفحة 51

مساهمون:

ص٥١
است » ، و معلوم است كه اين گفته نمىتواند گفته رسول خدا ( ص ) باشد . و اما اينكه چه نكته اى اين التفات را ايجاب كرده ؟ نكته اش نظير همان نكته اى است كه قبلا در اول كلام ذكر كرديم ، و گفتيم كه در جمله * ( « إِنَّ رُسُلَنا يَكْتُبُونَ ما تَمْكُرُونَ » ، ) * خداى تعالى در حالى كه روى سخنش با رسول گرامىاش بود بطور ناگهانى براى مردم تجلى كرد ، در اين جمله نيز نظير آن نكته باعث اين التفات شده ، در آغاز جمله ، رسول خدا مردم را مخاطب قرار داده ، فرمود : * ( « يا أَيُّهَا النَّاسُ إِنَّما بَغْيُكُمْ . . . » ) * ، و مردم در اين لحظه سرگرم گوش دادن به سخنان آن حضرت بودند ، مىپنداشتند كه خدا غايب و از نيات آنان و مقاصدى كه در اعمالشان دارند غافل است ، ناگهان خداى سبحان بر آنان اشراف نموده مىفرمايد : * ( « ثُمَّ إِلَيْنا مَرْجِعُكُمْ » ) * ، و با اين التفات اين حقيقت را براى مردم مجسم مىسازد كه من در همه احوال شما با شمايم ، و به شما احاطه دارم ، و مىفرمايد : من از خود شما به شما نزديكتر و به اعمالتان آگاه ترم ، پس هر عملى كه به عنوان طغيان و نيرنگ بر ما انجام دهيد با تقدير ما انجام مىدهيد ، و آن عمل به دست و قدرت ما صورت مىگيرد ، پس با اين حال چگونه مىتوانيد بر ما طغيان كنيد ؟ بلكه همين عمل عينا طغيان شما عليه خودتان است ، براى اينكه شما را از ما دور مىسازد ، و آثار سوء آن در نامه اعمالتان نوشته مىشود ، و به همين دليل بغى و ستم شما عليه خود شما است ، و انگيزه شما بر اين طغيانگرى رسيدن به زندگى مادى دنيا و بهره ورى چند روزى اندك است ، كه در آخر بازگشتتان به سوى ما منتهى مىشود ، آن وقت به شما خبر مىدهيم و در آنجا حقايق اعمالتان را برايتان روشن مىسازيم . در جمله * ( « مَتاعَ الْحَياةِ الدُّنْيا » ) * كلمه « متاع » در قرائت حفص به نقل از عاصم منصوب خوانده شده ، و عامل آن كه مقدر است فعل « تتمتعون » مىباشد و تقدير كلام : « تتمتعون متاع الحياة الدنيا » است ، و در قرائت ساير قراء به رفع خوانده شده ، تا خبر باشد براى مبتدايى محذوف ، و تقدير كلام « هو متاع الحياة الدنيا » است ، و ضمير « هو » به « بغى » بر مىگردد . و بنا بر هر دو قرائت ، جمله مورد بحث تا آخر آيه تفصيل اجمالى است كه در جمله * ( « إِنَّما بَغْيُكُمْ عَلى أَنْفُسِكُمْ » ) * بود . و بنا بر اين ، جمله مورد بحث مىخواهد بيان كند كه چرا بغى آنان عليه خود آنان است ، و اين تعليل از قبيل علت آوردن به تفصيل براى اجمال و بيان اجمال به وسيله تفصيل است . * ( « إِنَّما مَثَلُ الْحَياةِ الدُّنْيا كَماءٍ أَنْزَلْناه مِنَ السَّماءِ فَاخْتَلَطَ بِه نَباتُ الأَرْضِ . . . » ) * بعد از آنكه خداى سبحان در آيه سابق ذكرى از متاع حيات دنيا به ميان آورد ، اينك در اين آيه شريفه از حقيقت امر اين زندگى مثالى آورده كه اگر عبرت گيرنده اى هست با