تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير الميزان ( فارسي ) — صفحة 454

مساهمون:

ص٤٥٤
اين معناى لعنتشان در دنيا بود و اما لعنتشان در روز قيامت مصداقش عذاب جاودانه اى است كه در آن روز گريبانشان را مىگيرد چون روز قيامت روز جزا است نه جز آن . و در اينكه بعد از جمله « و اتبعوا - پيروى كردند » تعبير « و اتبعوا - دنبال شدند » را آورد لطفى است كه بر كسى پوشيده نيست . * ( « أَلا إِنَّ عاداً كَفَرُوا رَبَّهُمْ أَلا بُعْداً لِعادٍ قَوْمِ هُودٍ » ) * يعنى آگاه باشيد كه قوم عاد به پروردگار خود كافر شدند ، بنا بر اين ، منصوب شدن كلمه « ربهم » در آيه به خاطر اين است كه حرف جر « با » از آن حذف شده ، و به اصطلاح اهل ادب ، منصوب به خاطر نزع خافض است ، و اين جمله خلاصه گيرى نوبت دوم است . كه قبلا به آن اشاره نموديم چون با اين جمله خلاصه گيرى نوبت اول مجددا خلاصه گيرى مىشود و جمله * ( « أَلا إِنَّ عاداً كَفَرُوا رَبَّهُمْ » ) * خلاصه جمله * ( « وَتِلْكَ عادٌ جَحَدُوا بِآياتِ رَبِّهِمْ وَعَصَوْا رُسُلَه وَاتَّبَعُوا أَمْرَ كُلِّ جَبَّارٍ عَنِيدٍ » ) * است ، و جمله * ( « أَلا بُعْداً لِعادٍ قَوْمِ هُودٍ » ) * خلاصه جمله * ( « وَأُتْبِعُوا فِي هذِه الدُّنْيا لَعْنَةً وَيَوْمَ الْقِيامَةِ » ) * است . و با اين جمله ، نظريه اى كه در باره لعنت در جمله سابق هست تاييد مىشود و آن نظريه اى است كه مراد از لعنت ، لعنت الهى و دورى از رحمت خدا است نه لعنت مردم ( به شهادت اينكه در جمله مورد بحث كه خلاصه گيرى جمله سابق است كه در مقابل كلمه لعنت فرموده : « * ( أَلا بُعْداً لِعادٍ قَوْمِ هُودٍ ) * - آگاه باشيد كه دورى از رحمت خدا نصيب عاد ، قوم هود شد » ، پس اينكه بعضى « 1 » گفتند مراد از لعنت ، لعنت آيندگان از بشر است ، درست نيست ) و مناسب با اين بيان هم يا وجه اول است كه مصداق لعنت را عبارت مىدانست از عذاب الهى و يا وجه دوم است كه عبارت مىدانست از آثارى كه شرك آنان در بشريت باقى گذاشت و مخصوصا وجه دوم مناسبتر است ، اما وجه سوم كه مراد لعنت مردم باشد هيچ تناسبى با آن ندارد .
بحث روايتى
در تفسير عياشى از ابى عمرو سعدى روايت آورده كه گفت : على بن ابى طالب ( ع ) در تفسير جمله * ( « إِنَّ رَبِّي عَلى صِراطٍ مُسْتَقِيمٍ » ) * فرمود : يعنى پروردگار من بر حق است به اين معنا كه احسان را با احسان جزاء مىدهد و عمل بد را با كيفر ، و از هر كس كه
هامش
( 1 ) تفسير المنار ، ج 12 ، ص 120 .
تفسير الميزان ( فارسي ) — صفحة 454 | السيد محمدحسين الطباطبائي / همدانى / سيد محمد باقر موسوى همدانى