بخواهد عفو مىكند و مىآمرزد ، به راستى كه خداى تعالى منزه و متعالى است .
مؤلف : توضيح اين حديث در سابق گذشت و در روايات وارده از ائمه اهل بيت ( ع ) نيز آمده كه خانه ها و بلاد قوم عاد در بيابان بود و داراى زراعتى گسترده و باغهاى خرما بودند ، عمرهايى طولانى و هيكلهايى بلند داشتند و بتان را مىپرستيدند ، خداى تعالى جناب هود ( ع ) را به سوى آنان مبعوث كرد تا به اسلام و خلع شركائى كه براى خدا درست كرده بودند دعوتشان كند ، مردم زير بار نرفته و به آن جناب ايمان نياوردند ، در نتيجه خداى تعالى آسمان را از باريدن باران بر آنان بازداشت ، هفت سال باران بر آنان نباريد تا دچار قحطى شدند . . . « 1 » .
مساله نيامدن باران براى قوم عاد از طرق اهل سنت از ضحاك نيز روايت شده كه او گفته است : سه سال باران نباريد ، هود به مردم فرمود : « * ( اسْتَغْفِرُوا رَبَّكُمْ ثُمَّ تُوبُوا إِلَيْه يُرْسِلِ السَّماءَ عَلَيْكُمْ مِدْراراً ) * - از پروردگارتان طلب مغفرت نموده پس از شرك ورزيدن توبه كنيد تا خدا باران را به سوى شما گسيل دارد » اما آنها زير بار نرفتند و هم چنان به شرك خود ادامه دادند . « 2 » و در سابق خود نيز گفتيم كه آيات مورد بحث خالى از اشاره به چنين وضعى نيست .
اين را هم بايد دانست كه روايات در باره داستان هود و عاد بسيار وارد شده اما مشتمل بر امورى است كه به هيچ راهى نمىتوان اصلاحش كرد ، نه از طريق قرآن كريم و نه از طريق عقل و اعتبار ، و به همين جهت از ذكر آن روايات صرفنظر كرديم .
و نيز اخبارى ديگر از طرق شيعه و اهل سنت آمده كه بيانگر وضع باغى است كه در اين قوم بوده و مردى به نام « شداد » پادشاه آنان آن را پديد آورده بودند و اين روايات همان است كه در تفسير آيه شريفه « إِرَمَ ذاتِ الْعِمادِ الَّتِي لَمْ يُخْلَقْ مِثْلُها فِي الْبِلادِ » « 3 » وارد شده و به زودى در تفسير سوره فجر در باره بى اعتبار بودن آن روايات بحث خواهيم كرد . ان شاء اللَّه تعالى .
گفتارى پيرامون داستان هود ( ع )
1 - عاد ، قوم هود
: اما قوم او مردمى عرب از انسانهاى ما قبل تاريخ بوده و در جزيره
هامش
( 1 ) تفسير برهان ، ج 2 ، ص 223 .
( 2 ) الدر المنثور ، ج 3 ، ص 337 .
( 3 ) به اهل ارم كه صاحب قدرت و عظمت بودند چگونه كيفر داد ، در صورتى كه مانند آن شهر در استحكام و بزرگى و نعمت در عالم نبود ؟ « سوره فجر ، آيه 7 و 8 »