پوست همه سعيش در اين است كه دريدگى و نقصى را كه در كار دوستش پيدا شده رفو و اصلاح كند ) چون ناصح به معناى خياط و نصاح به معناى نخ خياطى است .
و نيز مىگويد كلمه « غى » به معناى جهلى است كه از اعتقادى باطل ناشى شده باشد ، چون انسانهاى جاهل دو قسمند ، يكى آن جاهلى كه جهلش ناشى از اعتقاد نباشد ، يعنى انسانى غير معتقد باشد ، نه اعتقاد درستى داشته باشد و نه اعتقاد نادرستى ، و ديگرى آن جاهلى است كه جهلش از اعتقادى فاسد منشا گرفته است كه جهل چنين انسانى را « غى » مىنامند و مىگويند : « فلان له غى - فلانى داراى غى است » ، در قرآن كريم هم آمده آنجا كه در باره رسول خدا به مشركين فرموده : « ما ضَلَّ صاحِبُكُمْ وَما غَوى » و نيز فرموده : « وَإِخْوانُهُمْ يَمُدُّونَهُمْ فِي الغَيِّ » . « 1 »
و بنا به گفته وى فرق بين « اغواء » و « اضلال » اين مىشود كه « اضلال » عبارت از اين است كه كسى را از راه به دركنى ، در حالى كه آن كس هدفش را گم نكرده بلكه هم چنان در ياد هدف و در پى رسيدن به آن است ، ولى تو راهى پيش پايش مىگذارى كه او را به هدفش نمىرساند ، ولى « اغواء » عبارت است از اينكه او را بطورى از راه به در ببرى كه در اثر جهل ، به چيز ديگرى مشغول شود ، و هدف اصلى را فراموش كند .
و جمله « أردت » از مصدر « اراده » است ، و اراده و مشيت ، تقريبا دو كلمه مترادفند ، و اراده و مشيت از خداى تعالى به معناى اراده اى كه ما داريم نيست ، در ما اراده حالتى نفسانى است كه در اثر به كار افتادن حواس باطنى پديد مىآيد ، ولى در خداى تعالى به معناى اين است كه براى پديد آوردن چيزى اسبابى را فراهم بياورد كه به دنبال آن اسباب ، آن چيز پديد مىآيد و ممكن نيست كه نيايد ، پس مراد بودن چيزى براى خداى تعالى به معناى اين است كه او همه اسباب وجود آن را فراهم و كامل كرده باشد كه در اين صورت آن چيز بطور حتم تحقق خواهد يافت ، و اما اصل سببيت جارى ، خودش مستقيما مراد خداى تعالى است ، و به همين جهت است كه گفته شده : « خلق اللَّه الاشياء بالمشية و المشية بنفسها » « 2 » .
و كوتاه سخن اينكه جمله * ( « وَلا يَنْفَعُكُمْ نُصْحِي . . . » ) * به منزله يكى از دو شق ترديد است ، كه بيانگر شق ديگرش جمله * ( « وَما أَنْتُمْ بِمُعْجِزِينَ » ) * است ، گويا فرموده : امر شما محول به خداى تعالى است ، اگر خواست عذابتان كند آن عذاب را مىآورد ، و عذاب او را هيچ چيزى
هامش
( 1 ) مفردات راغب ، ص 380 ، چاپ ايران .
( 2 ) خداى تعالى اشياء را به وسيله مشيت بيافريد و مشيت را به خود مشيت .