تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير الميزان ( فارسي ) — صفحة 322

مساهمون:

ص٣٢٢
و آيه زير از اختلاف انحاء مناظره آن جناب خبر داده مىفرمايد : « قالَ رَبِّ إِنِّي دَعَوْتُ قَوْمِي لَيْلًا وَنَهاراً . . . ثُمَّ إِنِّي دَعَوْتُهُمْ جِهاراً ثُمَّ إِنِّي أَعْلَنْتُ لَهُمْ وَأَسْرَرْتُ لَهُمْ إِسْراراً » « 1 » . پس احتجاجهايى كه در آيات مورد بحث از نوح ( ع ) حكايت شده در طول صدها سال واقع شده و بدين جهت بود كه خداى تعالى گفتار كفار را متفرع بر سخنان قبل نكرد . آرى آيات مورد بحث كلام و سرائيده خدايى است كه محيط به كل حوادث دهر است و شنونده اين آيات نيز رسول خدا ( ص ) است كه از ناحيه خداى تعالى داراى وسعت نظرى شده كه حوادث امتهاى مختلف و زمانهاى متفاوت نزد آن جناب جمع و مانند حوادث يك روز يك جمعيت است . و معناى كلام كفار - و خدا داناتر است - اين است كه : اى نوح تو با ما جدال كردى ، و زياد سر به سر ما گذاشتى ، بطورى كه حوصله ما را سر بردى ، و ما را خسته كردى ، و ما اينك سخن آخر خود را به تو مىگوييم و آن اين است كه به تو ايمان نخواهيم آورد ، پس كار را يكسره كن و آن عذابى كه ما را به آن تهديد مىكنى بياور . خواننده عزيز توجه دارد كه كفار در اين سخن خود اعتراف نكردند به اينكه ما در برابر دعوت تو حرف حسابى و منطق صحيحى نداريم ، و از پاسخ درست به تو عاجزيم ، بلكه تنها آن جناب را از خود مايوس كرده و از او همان چيزى را خواستند كه هر صاحب دعوتى بعد از نوميد شدن از تاثير دعوتش - يعنى از ايمان آوردن و تسليم شدن مردمش - دست به آن كار مىزند ، و آن آوردن عذابى است كه هر صاحب دعوتى در خلال دعوت و ضمن خيرخواهىهايش مردم را از آن عذاب تحذير مىكند .
* ( « قالَ إِنَّما يَأْتِيكُمْ بِه اللَّه إِنْ شاءَ وَما أَنْتُمْ بِمُعْجِزِينَ » ) * از آنجا كه از جمله * ( « فَأْتِنا بِما تَعِدُنا » ) * بر مىآيد كه كفار آوردن عذاب را از خود نوح ( ع ) خواسته بودند و ( لذا لازم بود قبل از هر سخنى اين خطا اعلام شود زيرا ) آوردن عذاب به اختيار نوح ( ع ) نبود ، و آن جناب تنها يك رسول بود ، لذا در پاسخ آنان در سياق معروف به « قصر قلب » « 2 » فرمود : آوردن عذاب كار من ( و كار هيچ پيغمبرى ديگر ) نيست ،
هامش
( 1 ) پروردگارا ! من قوم خود را شب و روز دعوت كردم . . . سپس با صداى بلند دعوت كردم - ديدم فايده نبخشيد - پس از آن به صورت علنى دعوت كردم - باز نشد - آن گاه به صورت سرى و محرمانه دعوت كردم - باز نشد - . « سوره نوح ، آيه 5 - 9 » ( 2 ) حكمى را كه خصم معتقد به عموميت موضوع آن است نخست منحصر در يك مورد و يا موارد خاصى كند ، و سپس موضوعى را هم كه خصم ، موضوع حكم پنداشته بود عوض نمايد قصر قلب مىگويند .