و از همه وجوه معتدلتر ، وجه آخرى است تازه همين وجه و بقيه وجوهى كه نقل كرديم سخيف و بى پايه هستند ، و سخافت و بى ارزشى آنها براى هر كسى روشن است ، و وجه صحيح همان است كه از نظر شما گذشت .
« أُولئِكَ الَّذِينَ خَسِرُوا أَنْفُسَهُمْ وَضَلَّ عَنْهُمْ ما كانُوا يَفْتَرُونَ » اين آيه شريفه مشتمل بر دو نكته است : يكى اينكه مىفرمايد كفار نفس خود را خاسر كردند . دوم اينكه مىفرمايد افترايى كه يك عمر مرتكب آن شدند در آخرت اثرى از آن نمىيابند . اما خسران آنان دليلش اين است كه آدمى مالك نيست مگر نفس خود را كه البته مالكيتش نسبت به نفس خودش استقلالى نيست ، بلكه به تمليك خداى تعالى است و وقتى آدمى چيزى را براى نفس خود بخرد كه مايه هلاكتش باشد ، و سرمايه عمر و مال و هر چيز ديگر را بدهد و در مقابل كفر و معصيت را بخرد در اين معامله ضرر كرده و اين ضرر را خودش براى خود فراهم آورده است . پس خسران نفس كنايه است از هلاك كردن نفس ، و اما ضلالت در افترايى كه بستند علتش اين است كه عقايد خرافى كه داشتند دروغ بود ، يعنى وهمى بود كه در خارج واقعيت نداشت ، خرافاتى بود كه هوا و هوسهاى دنيوى آن را در نظرشان جلوه داده بود ، و با برچيده شدن زندگى دنيا و هيچ و پوچ شدن هوا و هوسها ، آن اوهام و خرافات نيز جلوه و رنگ خود را مىبازد ، و معلوم مىشود چيزى جز دروغ و افتراء نبوده ، در آن روز هر كسى مىفهمد كه حق مبين تنها خداى تعالى بوده و آنچه را حق مىپنداشتند چيزى جز خيال نبوده است .
* ( « لا جَرَمَ أَنَّهُمْ فِي الآخِرَةِ هُمُ الأَخْسَرُونَ » ) * از « فراء » نقل شده كه گفته است : كلمه « لا جرم » در اصل به معناى كلمات « لا بد » و « لا محالة : بناچار » بوده و بعدا در معناى سوگند ، استعمالى شايع يافته و به تدريج معناى كلمه « حقا » را به خود گرفته است ، و به همين جهت در جواب آن ، لام قسم آورده مىشود ، يعنى گفته مىشود : « لا جرم لافعلن كذا - حقا اين كار را به يقين مىكنم » .
اهل لغت در ساختمان اين كلمه گفتهاند : « جرم » - به دو فتحه - به معناى « قطع » يعنى بريدن است . و شايد در اصل در نتايج كلام استعمال مىشده مانند لفظ « لا محالة » كه مىفهماند : « فلان سخنى كه به وسيله من و يا فلانى گفته شده هيچ قاطعى نيست كه آن سخن را قطع و باطل سازد » هم چنان كه نظير اين معنا از كلمه « لا محالة » به ذهن مىآيد . و بنا بر اين ، معناى آيه اينطور مىشود : حقا اين خرافه پرستان در آخرت زيانكارترين افراد خواهند بود .
و وجه زيانكارتر بودنشان در آخرت - اگر فرض كنيم منظور ، زيانكارتر از ساير معصيتكاران باشند - اين است كه ساير گنهكاران اميد نجات دارند ، اما اينها به خاطر كفر و