تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير الميزان ( فارسي ) — صفحة 284

مساهمون:

ص٢٨٤
خود شمردند با اينكه خدا عقل و گوش را از آنان سلب كرده ؟ جوابش اين است كه همين خود دليل بر اين است كه خودشان در اين سرنوشت خود دخالت داشته‌اند و خود با ارتكاب گناهان باعث سلب اين نعمتها از خويش شده‌اند ، هم چنان كه آيه سوره بقره نيز بر اين دلالت كرده و مىفرمود : « وَما يُضِلُّ بِه إِلَّا الْفاسِقِينَ » .
مفسرين در معناى جمله * ( « ما كانُوا يَسْتَطِيعُونَ السَّمْعَ وَما كانُوا يُبْصِرُونَ » ) * وجوه ديگرى گفته‌اند : بعضى « 1 » گفته‌اند جمله « ما كانوا . . . » به خاطر افتادن حرف جر ، در محل نصب است و جمله با حرف جر متعلق است به جمله « يضاعف . . . » و تقدير كلام اينطور بوده : « بما كانوا يستطيعون السمع و بما كانوا يبصرون » . و معنايش اين است كه : خداى تعالى عذاب آنان را مضاعف مىكند به خاطر اينكه مىتوانستند بشنوند و نشنيدند و به خاطر اينكه مىتوانستند ببينند و نديدند . بعضى « 2 » ديگر گفته‌اند : منظور خداى تعالى از جمله * ( « ما كانُوا يَسْتَطِيعُونَ . . . » ) * نفى سمع و بصر از خدايان دروغين آنها است ، و تقدير كلام اين است : اين كفار و آلهه آنان نمىتوانند خدا را در زمين به ستوه بياورند ( آن گاه درباره خدايان دروغين آنها فرموده ) نه مىتوانند بشنوند و نه مىتوانند ببينند . بعضى « 3 » ديگر از مفسرين گفته‌اند : لفظ « ما » در جمله * ( « ما كانُوا يَسْتَطِيعُونَ » ) * ماى نافيه نيست بلكه جارى مجرا و به منزله حرف « ما » در اين كلام عرب است : « لاواصلنك ما لاح نجم - يقين بدان كه همواره پيوند بين خودم و تو را حفظ مىكنم مادامى كه ستاره اى در آسمان طلوع مىكند » يعنى دائما - آيه شريفه نيز مىخواهد بفرمايد : كفار در عذاب هستند مادامى كه زنده‌اند ( و مىتوانند بشنوند و ببينند ) . بعضى « 4 » ديگر گفته‌اند : منظور از نفى سمع و بصر نفى فائده از آنها است . پس چون استماع آيات قرآن و نظر كردن در آنها براى كفار سنگين بود و از اين كار كراهت داشتند لذا تشبيه شدند به كسانى كه توانايى شنيدن و ديدن را ندارند . پس در حقيقت كلام بر اساس كنايه ايراد شده است .
هامش
( 1 ) تفسير مجمع البيان ، ج 3 ، جزء 12 ، ص 132 ( به نقل از فراء و بلخى ) . ( 2 ) مجمع البيان ، ج 3 ، جزء 12 ، ص 133 ( به نقل از ابن عباس ) . ( 3 ) تفسير مجمع البيان ، ج 3 ، جزء 11 ، ص 133 . ( 4 ) تفسير روح المعانى ، جزء 12 ، ص 32 .