رسيده باشد ، و توحيد هم مثل همه چيزهاى ديگر است . آرى ، توحيد هر چند اصل واحد و تنها ريشه همه احكام دين با آن وسعت كه در آن است مىباشد ، ليكن درخت توحيد به بار نمىنشيند مگر وقتى كه خودش استوار بر پا ايستاده باشد و شاخه ها و برگهايى داده باشد . به راستى كلمه توحيد كلمه طيبه اى است كه ريشه اش ثابت و فروعش در آسمان پراكنده شده و در هر لحظه اى ثمره اش را به اذن پروردگارش مىدهد .
و ظاهرا منظور از توبه در آيه شريفه ، ايمان است ، هم چنان كه در آيه زير نيز چنين است :
« فَاغْفِرْ لِلَّذِينَ تابُوا وَاتَّبَعُوا سَبِيلَكَ » « 1 » . و بنا بر اين ، پاسخ از اينكه با ذكر استغفار ذكر توبه چه معنا دارد روشن مىشود و همچنين پاسخ از اينكه چرا جمله * ( « تُوبُوا إِلَيْه » ) * با حرف « ثم » عطف به جمله * ( « وَأَنِ اسْتَغْفِرُوا رَبَّكُمْ » ) * گرديد معلوم شد ، زيرا بنا به تفسيرى كه ما براى آيه كرديم معناى آيه چنين مىشود : بعد از اين ديگر پرستش بتها را ترك بگوييد ، و از پروردگارتان نسبت به نافرمانىهايى كه تا كنون داشتيد آمرزش بخواهيد ، آن گاه به پروردگارتان ايمان بياوريد .
ولى بعضى « 2 » از مفسرين گفتهاند : معناى آيه اين است كه طلب مغفرت كنيد و اين مغفرت را هدف خود قرار بدهيد و سپس براى رسيدن به اين هدف توبه كنيد . و اين معنايى است ناخوشايند . بعضى « 3 » ديگر براى توجيه آيه خود را به زحمت انداخته و گفتهاند : معنايش اينست كه از گناهان گذشته خود طلب مغفرت كنيد ، و سپس از اين به بعد هم هر وقت گناهى مرتكب شديد توبه كنيد .
مفسرى « 4 » ديگر خود را به تكلف وا داشته و گفته است : كلمه « ثم » در آيه شريفه به معناى « واو » است ، چون توبه و استغفار يك چيز مىباشند .
* ( « يُمَتِّعْكُمْ مَتاعاً حَسَناً إِلى أَجَلٍ مُسَمًّى » ) * - * ( « أَجَلٍ مُسَمًّى » ) * آن زمان و لحظه اى است كه زندگى به آن منتهى شده و در آن نقطه ، پايان مىيابد و به هيچ وجه از آن تخطى نمىكند .
پس ، منظور از جمله « يمتعكم » بهره مند كردن در حيات دنيا و بلكه بهره مند كردن با زندگى دنيا است ، چون خداى عز و جل زندگى دنيا را در چند جا از كلام مجيدش « متاع » ناميده ، پس
هامش
( 1 ) پس ( خداوندا ) كسانى را كه از شرك و كفر توبه كرده و راه تو را پيروى كردند بيامرز . « سوره مؤمن ، آيه 7 »
( 2 ) مجمع البيان ، جزء 11 ، ص 112 .
( 3 ) تفسير الكبير ، ج 17 ، ص 181 .
( 4 ) تفسير روح المعانى ، ج 11 ، ص 207 .