« أَنِّي لا أُضِيعُ عَمَلَ عامِلٍ مِنْكُمْ مِنْ ذَكَرٍ أَوْ أُنْثى بَعْضُكُمْ مِنْ بَعْضٍ » « 1 » .
مطلب ديگرى كه در باره جمله مورد بحث داريم اينست كه وقوع اين جمله ، يعنى جمله * ( « وَيُؤْتِ كُلَّ ذِي فَضْلٍ فَضْلَه » ) * كه از اعتناء به فضل هر صاحب فضلى حكايت مىكند بعد از جمله * ( « يُمَتِّعْكُمْ مَتاعاً حَسَناً إِلى أَجَلٍ مُسَمًّى » ) * كه مىفهماند خداى تعالى همه انسانها را برخوردار از زندگى مىكند اشعار به دو نكته دارد :
يكى اينكه : مىفهماند منظور از متاع در جمله اولى متاع عمومى و مشترك بين همه افراد مجتمع است . و به عبارتى ديگر منظور از متاع ، زندگى اجتماعى حسن است ، و منظور از فضل در جمله دوم خصوص آن مزايايى است كه خداى تعالى به بعضى افراد در مقابل فضيلتى كه دارند مىدهد .
نكته ديگر اينكه : جمله اولى به برخوردارى از زندگى دنيا اشاره دارد ، و جمله دوم مربوط به ثواب آخرت است ، ثوابى كه خداى تعالى در مقابل اعمال صالح مىدهد ، اعمال صالحى كه قائم به تك تك افراد است ، البته ممكن هم هست اشاره باشد به هر دو نوع پاداش ، هم پاداش دنيوى و هم پاداش اخروى ، و بخواهد بفرمايد : هر كس در جهات دنيوى زيادتى با خود بياورد كه اقتضاى زيادت در مزيتى از مزاياى اخروى را دارد ، خداى تعالى آن مزيت زائد اخروى را به او مىدهد ، و هر صاحب زيادت و فضلى را چه اينكه آن زيادت در صفتى از صفات باشد و چه در عملى از اعمال صالح در مقامى جاى مىدهد كه آن صفت و آن عملش اقتضاى آن مقام را داشته باشد .
و خلاصه كلام ، مىخواهد بفرمايد : هر كسى را در جايى كه لايق آن است قرار مىدهد ، نه اينكه فاضل در ديندارى و مفضول را ، به يك چوب براند ، و خصوصيات افراد را ناديده بگيرد و بر روى درجات و منازلى كه اعمال و مساعى اجتماعى دارند خط بطلان بكشد ، و چنان نيست كه در آن سراى حال افراد زحمتكش با نشاط و افراد تنبل و كسل يكسان باشد ، و حال افراد جدى آن هم جدى در اعمال دقيق و مهم ، با حال افراد بازيگر ، آن هم بازيگر در اعمالى پست و حقير يك جور باشد ، و همچنين اختلافهايى كه افراد از جهات ديگر دارند ناديده گرفته شود .
* ( « وَإِنْ تَوَلَّوْا فَإِنِّي أَخافُ عَلَيْكُمْ عَذابَ يَوْمٍ كَبِيرٍ » ) * - يعنى : پس اگر با اين حال
هامش
( 1 ) من عمل هيچ عاملى از شما ، چه مردتان و چه زنتان را بى اجر و ضايع نمىكنم ، زيرا همه شما از هميد ( و براى من فرقى نداريد ) . « سوره آل عمران ، آيه 195 »