* ( « و أَنِ اسْتَغْفِرُوا رَبَّكُمْ ثُمَّ تُوبُوا إِلَيْه » ) * عطف شده بر جمله « لا تعبدوا » ، و اين بهترين شاهد است بر اينكه جمله مذكور نفى نيست بلكه نهى است . علاوه بر اين ، اصولا تقدير گرفتن بدون دليل خلاف اصل است و جز با داشتن دليل نمىتوان مرتكب آن شد . پس بايد در آيه شريفه دقت فرماييد كه در آن نكته ظريفى از صنعت بلاغت به كار رفته است .
و بنا بر آن تفسيرى كه ما براى آيه كرديم جمله * ( « أَلَّا تَعْبُدُوا إِلَّا اللَّه » ) * ، دعوت بشر است به توحيد در عبادت ، يعنى نپرستيدن غير خدا و آن بتهايى كه مشركين آنها را شريك خدا مىپنداشتند ، و دعوت به اين است كه بشر عبادت را منحصر در خداى تعالى كند در جمله و * ( « أَنِ اسْتَغْفِرُوا رَبَّكُمْ ثُمَّ تُوبُوا إِلَيْه » ) * ، امر به طلب آمرزش از همين خداى تعالى است ، كه به خاطر او عبادت غير او را ترك گفتند ، و سپس دستور مىدهد به اينكه توبه كنند ، يعنى با اعمال صالح به سوى او برگردند ، و از همه اين دستورات يك چيز به دست مىآيد ، و آن اينست كه : انسانها در زندگى خود راه طبيعى را پيش بگيرند كه اگر چنين كنند به قرب درگاه الهى منتهى مىشوند ، و راه طبيعى براى زندگى بشر اينست كه آلهه و خدايان ساختگى را رها نموده از خداى تعالى كه معبود واقعى است طلب مغفرت كنند ، و جان و دل خود را براى حضور در پيشگاه او پاك ساخته ، سپس با اعمال صالح به سوى او بازگشت كنند . و اگر در وسط آيه كلمه « أن » را كه معروف به « أن » تفسيرى است تكرار كرد ، براى اين بود كه هر دو جمله به يك مرحله از آن راه طبيعى اشاره ندارند ، جمله اول يعنى * ( « أَلَّا تَعْبُدُوا إِلَّا اللَّه » ) * به مرحله اعتقاد درونى اشاره دارد ، و آن عبارت است از توحيد در عبادت و عبادت خدا به تنهايى ، آن هم با خلوص نيت ، و جمله دوم كه فرموده : * ( « وَأَنِ اسْتَغْفِرُوا رَبَّكُمْ ثُمَّ تُوبُوا إِلَيْه » ) * اشاره دارد به مرحله عمل ، و آن عبارت است از انجام كارهاى نيك ، هر چند كه اين مرحله خود از نتايج مرحله اول و از فروع آن است .
و به همين جهت كه گفتيم مفاد جمله اول اصل اساسى است ، و مفاد جمله دوم نتيجه و فرعى است كه بر آن اصل مترتب مىشود . مساله انذار و بشارت را بعد از جمله اول ذكر كرد ، و وعده جميل يعنى مفاد جمله * ( « يُمَتِّعْكُمْ . . . » ) * را بعد از جمله دوم و مساله استغفار و توبه آورد .
در باره مرحله اول فرمود : * ( « أَلَّا تَعْبُدُوا إِلَّا اللَّه إِنَّنِي لَكُمْ مِنْه نَذِيرٌ وَبَشِيرٌ » ) * ، و در اين فرموده اش بيان كرد كه انذار و بشارت هر چه باشند به توحيد برگشت داشته و وابسته به آنند ، آن گاه در باره مرحله دوم فرمود : * ( « وَأَنِ اسْتَغْفِرُوا رَبَّكُمْ ثُمَّ تُوبُوا إِلَيْه يُمَتِّعْكُمْ مَتاعاً حَسَناً . . . » ) * ،
و اين بدان جهت است كه بطور كلى آثار ارزشمند و نتايج نيك و مطلوب هر چيزى وقتى بر آن چيز مترتب مىشود كه قبلا خود آن چيز به حد تمام و در صفات و فروع و نتايج به حد كمال
تفسير الميزان ( فارسي ) — صفحة 208
مساهمون: السيد محمدحسين الطباطبائي
ص٢٠٨