تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير الميزان ( فارسي ) — صفحة 207

مساهمون:

ص٢٠٧
رسول است و هم از سوى ديگر خطاب با وساطت رسول متوجه عموم مردم است . اما اينكه گفتيم خطاب به رسول خدا است براى اين است كه رسول كسى است كه پيام الهى را از طريق وحى خداى تعالى دريافت مىكند ، و آن پيام اينست كه : تو اى رسول ! بشر را انذار كن و بشارت ده ، و به سوى اين هدف دعوت كن . و همين وجه در نظر بوده كه در اول سوره يونس فرمود : « أكانَ لِلنَّاسِ عَجَباً أَنْ أَوْحَيْنا إِلى رَجُلٍ مِنْهُمْ أَنْ أَنْذِرِ النَّاسَ وَبَشِّرِ الَّذِينَ آمَنُوا أَنَّ لَهُمْ قَدَمَ صِدْقٍ عِنْدَ رَبِّهِمْ » « 1 » و اما وجه اينكه گفتيم خطاب متوجه مردم نيز هست ، براى اينست كه منظور اصلى از وحى و خطاب به رسول ، همان معانى و دستوراتى است كه مردم از رسول خدا ( ص ) در ضمن اينكه آن جناب آيات را بر آنان تلاوت مىكند مىگيرند . آرى ، رسول خدا ( ص ) در ضمن تلاوت آياتش اين را نيز تلاوت مىكند كه من شما را به سوى خدا مىخوانم ، و از ناحيه خدا بشير و نذير هستم ، و اين وجه از خطاب همان است كه در جمله مورد بحث منظور بوده كه فرموده : * ( « أَلَّا تَعْبُدُوا إِلَّا اللَّه إِنَّنِي لَكُمْ مِنْه نَذِيرٌ وَبَشِيرٌ . . . » ) * .
پس ، اين آيه شريفه از كلام اللَّه ، مفسر آياتى است كه خبر از احكام و تفصيل آيات مىدهد ، و از اين راه تفسير مىكند آنچه را كه مردم از دعوت رسول و از خواندن كتاب خدا بر آنان مىفهمند ، ( و مىگويد اينكه ما خبر از احكام و تفصيل آيات داديم معنا و تفسيرش اينست كه شما از آياتى كه او برايتان مىخواند هم ، بطور اجمال مىفهميد كه جز خدا را نبايد بپرستيد و اينكه او بشير و نذير است ، و هم بطور تفصيل ، كه تفصيل آن عبارت است از همه قرآن و همه جزئيات و فروعى كه در قرآن آمده ) . نه اينكه اين آيه شريفه كلام رسول خدا ( ص ) باشد و خداى تعالى خواسته كلام آن جناب را حكايت كند ، و نه اينكه فرمان خدا به رسول گرامىاش باشد و كلمه « قل : بگو » در تقدير باشد ، و نه اينكه خواسته در اين جمله التفاتى به كار برده باشد ، يعنى روى سخن را از سويى به سوى ديگر كند ، و نه اينكه تقدير آيه « امركم بان تعبدوا - خداى تعالى شما را دستور داده كه جز او را نپرستيد » باشد ، و يا تقدير : « فصلت آياته لان لا تعبدوا الا اللَّه - آياتش مفصل شد تا شما به جز خدا را نپرستيد » باشد ، و در نتيجه بنا بر توجيه اخير ، جمله « لا تعبدوا » نفى باشد نه نهى ، براى اينكه جمله بعدش كه امر مىكند به استغفار و مىفرمايد :
هامش
( 1 ) آيا مردم تعجب دارند از اينكه به فردى از خود آنان وحى بفرستيم كه مردم را انذار كن و آنهايى كه ايمان آورده‌اند را بشارت بده كه نزد پروردگارشان قدمى صدق دارند . « سوره يونس ، آيه 2 »