تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير الميزان ( فارسي ) — صفحة 204

مساهمون:

ص٢٠٤
منافات ندارد ، براى اينكه قرآنى كه در دست ما است و به صورت كتابى خواندنى است با آنچه كه در لوح محفوظ است منافات ندارد ، زيرا با آن متحد است ، اتحاد تنزيل با تاويل . دوم اينكه : لفظ « ثم » در جمله * ( « ثُمَّ فُصِّلَتْ » ) * براى اين آمده كه بعديت به حسب ترتيب را برساند نه بعديت زمانى را ، چون تقدم و تاخر زمانى بين معانى مختلف به حسب اصليت و فرعيت يا اجمال و تفصيل معنا ندارد ، ( و نمىشود گفت : معانى قرآن اول اصلى و يا اجمالى بوده بعد از مدتى فرعى و يا تفصيلى شده ، لا جرم كلمه « ثم » تنها در اين صدد است كه همان نكته اى را كه مشروحا گذشت افاده نموده بفهماند فروع و تفاصيل قرآن از اصولى و آن اصول از اصل واحدى منشا گرفته است ) .
با اين بيان نكته اى ديگر نيز روشن مىشود ، و آن نادرستى معنايى است كه بعضى « 1 » از مفسرين براى آيه كرده و گفته‌اند : معنايش اين است كه آيات قرآنى ، محكم و غير قابل نسخ هستند و مانند ساير كتب آسمانى و شرايع ديگر انبياء نيست كه هر يك بعد از مدتى نسخ شدند . و در معناى جمله * ( « ثُمَّ فُصِّلَتْ » ) * گفته‌اند : يعنى با بيان حلال و حرام و ساير احكام تفصيل داده شده است . دليل نادرستى اين معنا اينست كه اگر اين معنا منظور بود لازم بود نسخ نشدن را مقيد كند به نسخ نشدن به وسيله كتابى ديگر و بفرمايد : اين كتاب آسمانى با هيچ كتاب آسمانى ديگر نسخ نمىشود و ديگر هيچ كتابى نازل نمىشود تا قرآن را نسخ كند ، و آوردن قيد لازم بود ، براى اينكه جاى شك نيست كه بعضى از آيات قرآن به وسيله خود قرآن نسخ شده است ، و بطورى كه ملاحظه مىكنيد در الفاظ اين آيه چنين قيدى نيامده . و نيز وجه نادرستى گفتار بعضى « 2 » ديگر كه گفته‌اند : منظور از جمله * ( « أُحْكِمَتْ آياتُه » ) * اينست كه آيات آن با امر و نهى محكم شده و سپس با وعده و وعيد و ثواب و عقاب مفصل شده است . وجه نادرستى اين قول اينست كه بيهوده و بدون دليل سخن گفتن است . مثل گفتار بعضى « 3 » ديگر كه گفته‌اند : منظور از جمله * ( « أُحْكِمَتْ آياتُه » ) * اينست كه لفظ قرآن فصيحترين و بليغترين لفظ است ، به حدى كه فصاحت و بلاغت آن يكى از معجزات شمرده شده ، و منظور از جمله * ( « ثُمَّ فُصِّلَتْ » ) * اينست كه اين آيات با شرح و بيان تفصيل داده
هامش
( 1 ) مجمع البيان ، ج 3 ، جزء 11 ، ص 112 ، به نقل از ابن عباس . ( 2 ) مجمع البيان ، ج 3 ، جزء 11 ، ص 112 به نقل از حسن ابى العاليه ( 3 ) مجمع البيان ، ج 3 ، جزء 11 ، ص 112 به نقل از ابو مسلم .