رزقى را كه خداى تعالى براى شما نازل كرده تا از آن بهره مند شويد ، شما دو قسمش كرديد بعضى را بر خود حرام و بعضى ديگر را حلال ساختيد ؟ و اين پر واضح است كه عمل شما افترايى است بر خداى تعالى و بدون اذن او چنين تقسيمى را مرتكب شدهايد .
* ( « قُلْ آللَّه أَذِنَ لَكُمْ أَمْ عَلَى اللَّه تَفْتَرُونَ » ) * - اين جمله سؤالى است از سبب آن تقسيم ، يعنى دو قسم كردن رزق ، و چون واضح بود كه اين عمل مشركين بدون اذن خداى تعالى بوده زيرا مشركين از راه وحى اتصالى با خداى تعالى نداشتهاند و رسولى هم براى آنان نيامده تا بگوئيم اين احكام را او براى آنان آورده قهرا جواب از آن استفهام اين مىشود كه مشركين اين احكام را به خدا افتراء بستهاند . و اگر ابتداء نفرمود : اين احكام را شما به خدا افتراء بستهايد ، بلكه به صورت ترديد فرمود : « آيا خدا به شما اذن داده يا شما به خدا افتراء مىبنديد » براى اين است كه افتراى آنان را بطور كنايه به رخ آنان بكشد و به نحوى لطيف ملامت و مذمتشان كرده باشد .
و آنچه در نظر ابتدايى به ذهن مىرسد اين است كه ترديد در آيه غير محصور است ( يعنى شامل همه احتمالات مىگردد ) چون منشا احكام جعلى مشركين منحصر در آن دو احتمال نيست ، همانطور كه ممكن است رسولى برايشان آمده و اذنى آورده باشد ، و يا به خدا افترا بسته باشند . همچنين ممكن است هيچيك از آن دو نباشد ، بلكه مصلحتانديشى خودشان باشد ، حال يا مصلحتى واقعى و يا مصلحتى خيالى ، و نيز ممكن است اين نيز نباشد بلكه منشا جعل اين احكام صرف هوى و هوس آنان بوده باشد ، بطورى كه در پاسخ از آيه بگويند : نه از طرف خدا اذنى براى ما رسيده و نه ما اين احكام را به خدا افتراء مىبنديم ، بلكه دلمان خواسته چنين كنيم و كردهايم .
و از طرف ديگر از آيه شريفه و اينكه ترديد را بين اذن خدا و افتراء به خدا انداخته استفاده مىشود كه در هر حكمى بايد خدا در ميان باشد ، پس اين حكمى كه فعلا بين مشركين رسم شده كه بعضى از حيوانات حرام و بعضى حلال شده لا بد يك منشا خدايى داشته در حالى كه چنين نيست ، يعنى در نظر ابتدايى مىتوان گفت كه اينطور نيست ، زيرا بسيارى از سنتهاى داير در بين مردم هست كه طبيعت مجتمع و يا عادت قومى و يا عوامل ديگر منشا آنها بوده .
و ليكن اين دو اشكال همه در نظر بدوى به ذهن مىرسد و اگر ما در كلام خداى تعالى تدبر كنيم و بحثى عميق و ريشه اى بنمائيم ، خواهيم ديد كه از نظر قرآن كريم حكم مختص به خداى تعالى است ، و احدى از خلق حق آن را ندارد كه به تشريع حكمى مبادرت