آگاهى ندارد ، و از عالم امر است ، كه خداى تعالى احدى را بر آن مسلط نفرموده ، و همين معنا در تفسير آيات اين سوره گذشت آنجا كه فرمود : « وَيَقُولُونَ لَوْ لا أُنْزِلَ عَلَيْه آيَةٌ مِنْ رَبِّه فَقُلْ إِنَّمَا الْغَيْبُ لِلَّه فَانْتَظِرُوا إِنِّي مَعَكُمْ مِنَ الْمُنْتَظِرِينَ . . . » « 1 »
و اما اينكه چرا در پاسخ ، حتميت وقوع آن را ذكر كرد ؟ براى اين بود كه حتميت وقوع آن عذاب مصداقى بود از يك حقيقت ، كه خود از نواميس عامه و سنتهاى جارى در عالم است ، در نتيجه با ذكر حتميت وقوع هم پاسخ را داده و هم به حقيقتى اشاره كرده تا در نتيجه عقده اى كه موجب اين سؤال شده حل و شبهه دفع گردد ، و آن حقيقت اين است كه در عالم كون براى هر امتى أجلى است كه به هيچ وجه از آن أجل تخطى نمىكند ، و آن أجل هم از آن امت تخطى نمىكند ، و خواه ناخواه آن أجل خواهد رسيد و هنگام رسيدن نه در واقع شدنش در موقعى كه معين شده اشتباه مىكند ، و نه در لحظه وقوع ، ساعتى جلوتر و يا عقبتر واقع مىگردد .
بيانگر اين حقيقت جمله * ( « لِكُلِّ أُمَّةٍ أَجَلٌ إِذا جاءَ أَجَلُهُمْ فَلا يَسْتَأْخِرُونَ ساعَةً وَلا يَسْتَقْدِمُونَ » ) * است ، يعنى و شما مسلمين نيز امتى هستيد از امم ، و خواه ناخواه شما نيز مانند ساير امتها اجلى داريد ، وقتى اجلتان رسيد نمىتوانيد آن را پس و پيش كنيد . مشركين وقتى اين كلام را بشنوند ، و در آن تدبر كنند قهرا برايشان روشن مىگردد كه درخواست بيجايى كردهاند ، چون هر امتى حياتى اجتماعى و وراء حيات فردى كه مخصوص تك تك افراد است دارد ، و حيات اجتماعى هر امتى از بقاء و عمر آن مقدارى را دارد كه خداى سبحان برايش مقدر كرده . و همچنين از سعادت و شقاوت و تكليف و رشد و ضد رشد و ثواب و عقاب سهمى را دارد ، كه خداى تعالى برايش معين فرموده و اين حقيقت از چيزهايى است كه تدبير الهى عنايتى به آن دارد ، هم چنان كه در تك تك انسانها طابق النعل بالنعل چنين تقديراتى را مقدر فرموده .
بعد از تدبر و درك اين حقيقت آن وقت به ياد شواهد تاريخى مىافتند كه آثار باستانى و خرابه هاى عهد كهن و كاخهاى خالى از سكنه با زبان بى زبانى برايشان شرح مىدهد ، هم چنان كه قرآن كريم اخبار بعضى از اين امتها از قبيل : قوم نوح و عاد ، قوم هود و ثمود قوم صالح و كلده و قوم ابراهيم ( ع ) و اهل سدوم ، و سائر مؤتفكات ( قوم لوط ) و قبطيان ( قوم فرعون ) و اقوامى ديگر را براى آن مشركين آورده .
پس ، اين همه اقوام كه منقرض شدند ، و سر و صدا و آوازه شان به خاموشى گرائيد جز در
هامش
( 1 ) « سوره يونس ، آيه 20 » .