تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير الميزان ( فارسي ) — صفحة 102

مساهمون:

ص١٠٢
روح كردن براى اين است كه يكسان بودن آن دو را برساند ، و بفهماند مطلب در هر دو فرض جريان دارد . و معنايش اين است كه : بازگشت خلق و اين امت به هر حال به سوى ما است ، چه اينكه در حال حيات تو عذاب بر آنان نازل كنيم ، و چه بعد از وفات تو . و كلمه « ثم » براى افاده تاخير به حسب ترتيب كلام است ، نه افاده تاخير زمانى ، نمىخواهد بفرمايد : خداى تعالى بعد از آنكه امت تو به سويش برگشتند شاهد بر اعمال آنها است ، خير ، خدا امروز هم شاهد بر آنان است . و غرض از اين آيه دلگرم كردن رسول خدا ( ص ) است ، و هم اين است كه زمينه اى باشد براى آيات بعد كه مساله قضاى عذاب را بيان مىكنند . و معناى آيه اين است كه : اى رسول گرامى من ! خوشحال و دلگرم باش كه ما آنچه به امت تو وعده داديم واقع خواهيم ساخت ، چه اينكه بعضى از آن را در حال حياتت به تو نشان بدهيم ، و چه اينكه تو را قبل از نشان دادن آن قبض روح كنيم ، چون به هر حال زمام آنان به دست ماست ، و ما شاهد و ناظر هستيم بر آنچه كه مىكنند ، بر آن اعمالى كه به خاطر آن اعمال مستوجب عذاب مىشوند ، رفتار آنان نه از نظر ما غايب و پنهان مىماند ، و نه ما فراموششان مىكنيم . در اين آيه التفاتى از متكلم مع الغير ( نشانت بدهيم ) به غايب ( و خدا شاهد بر اعمال ايشان است ) به كار رفته تا دلالت كند بر اينكه چرا خداى تعالى شاهد بر اعمال امت اسلام است ، و بفهماند علتش اين است كه اللَّه است و اللَّه شاهد بر هر عملى مىباشد و مقتضاى الوهيتش اين است كه شاهد بر اعمال هر كسى باشد .
* ( « وَلِكُلِّ أُمَّةٍ رَسُولٌ فَإِذا جاءَ رَسُولُهُمْ قُضِيَ بَيْنَهُمْ بِالْقِسْطِ وَهُمْ لا يُظْلَمُونَ » ) * اين آيه شريفه از قضايى الهى خبر مىدهد كه به دو قضاء تقسيم مىشود : يكى اينكه هر امتى از امتها رسولى دارد ، كه حامل رسالت و پيامهاى خداى تعالى به سوى ايشان است ، و مامور است آن پيامها را به آنان ابلاغ نمايد . و قضاء دوم اين است كه وقتى پيامبر هر امتى به
تفسير الميزان ( فارسي ) — صفحة 102 | السيد محمدحسين الطباطبائي / همدانى / سيد محمد باقر موسوى همدانى