تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير الميزان ( فارسي ) — صفحة 491

مساهمون:

ص٤٩١
تمام شدن داستان آن دو خصوص مشركين از بنى آدم را كه از خدا فرزند خواسته و سپس به وى شرك ورزيده‌اند منظور كرده است تا بفهماند هر دو نفرى از بنى آدم كه فرزنددار مىشوند حالشان چنين است كه عهد مىبندند و سپس آن را نقض مىكنند . و ليكن اين تشبيه صحيح نيست ، براى اينكه اگر بيان در آيه « هُوَ الَّذِي يُسَيِّرُكُمْ . . . » نخست عام بوده و در آخر خاص شده قرينه قطعيه اى در آن بوده كه دلالت بر مقصود نموده و از اشتباه جلوگيرى مىنمايد ، بخلاف عمومى شدن تدريجى بيان خاص در آيه مورد بحث كه چون باعث اشتباه است نمىتوان كلام بليغى آن هم مانند قرآن را حمل بر آن كرد ، مگر اينكه بگوييم در اين آيه نيز قرينه هست ، و آن جمله * ( « فَتَعالَى اللَّه عَمَّا يُشْرِكُونَ » ) * و ساير آيات بعد از آن است . و بهر حال اين وجه در حقيقت مثل اين است كه از دو وجه اول استفاده شده و مفسر مزبور صدر آيه را حمل بر وجه ثانى كرده و ذيل آن را حمل بر وجه اول نموده است ( و يك وجه جداگانه اى نيست ) . و چه بسا اعتراض سابق ما ( عمومى شدن تدريجى بيان خاص بدون قرينه ) بدين صورت دفع شود كه در آيه شريفه حذف و ايصال و تقدير به كار رفته و تقدير آن چنين بوده : « فلما آتاهما جعل اولادهما له شركاء پس وقتى خداوند به آدم و حوا فرزند داد اولاد آن دو براى خدا شريك قرار دادند » سپس مضاف ( اولاد ) حذف شده و مضاف اليه كه همان ضمير تثنيه مستفاد از كلمه « جعلا » باشد بجاى مضاف قرار گرفته ، و ليكن دليلى بر اين حذف و ايصال و تقدير نيست . و چه بسا بعضى از مفسرين كه ملتزم به اشكال شده و تسليم شده‌اند به اينكه منظور همان آدم و حوا هستند كه به خدا شرك ورزيدند ، و اين التزامشان بخاطر اين است كه خواسته‌اند به رواياتى كه از بعضيها نقل شده عمل كرده باشند ، غافل از اينكه اين روايات جعلى و مخالف با قرآن است ، و به همين جهت نمىتوان به امثال آنها عمل كرد . * ( « أيُشْرِكُونَ ما لا يَخْلُقُ شَيْئاً وَهُمْ يُخْلَقُونَ . . . » ) * هر چند صدر آيات احتمال دارد كه شرك در آن ، عبارت از پرستش بتها و يا غير خدا چيزهاى ديگرى باشد كه اعتماد بر آنها نوعى شرك است ، و ليكن ذيل آن ظاهر در اين است كه منظور شرك به صنم و آلهه متخذه از جمادات است ، چون مىفرمايد : اين بتها قدرت ندارند كه خودشان را و پرستش كنندگان خود را يارى كنند ، و دعا كردن و نكردن ايشان را نمىفهمند . * ( « إِنَّ الَّذِينَ تَدْعُونَ مِنْ دُونِ اللَّه عِبادٌ أَمْثالُكُمْ ) * . . . * ( يَسْمَعُونَ بِها . . . » ) * در اين آيه به مضمون آيات سه گانه قبل احتجاج نموده و معنايش اين است كه اگر
تفسير الميزان ( فارسي ) — صفحة 491 | السيد محمدحسين الطباطبائي / همدانى / سيد محمد باقر موسوى همدانى