ساير انبياء ( ع ) نيز اين تحدى را كردهاند .
بحث روايتى
در كتاب عيون به سند خود از ابى الصلت هروى از حضرت رضا ( ع ) روايت كرده كه در ضمن حديثى مامون از حضرتش سؤال كرد كه معناى آيه * ( « فَلَمَّا آتاهُما صالِحاً جَعَلا لَه شُرَكاءَ فِيما آتاهُما » ) * چيست ؟ حضرت در جوابش فرمود : حوا براى آدم پانصد شكم فرزند آورد و در هر شكم يك پسر زائيد و يك دختر ، و آدم و حوا با خدا عهد كرده و از او درخواست كرده بودند كه : * ( « لَئِنْ آتَيْتَنا صالِحاً لَنَكُونَنَّ مِنَ الشَّاكِرِينَ » ) * اگر فرزند صالحى به ما ارزانى بدارى البته از شكرگزاران خواهيم بود ، * ( « فَلَمَّا آتاهُما صالِحاً » ) * و وقتى كه فرزندانى صحيح الخلقة و سالم از آفت و مرض به ايشان ارزانى داشت اين فرزندان در هر شكم دو صنف يعنى پسر و دختر به دنيا مىآمدند ، و * ( « فِيما آتاهُما » ) * در ميان اين فرزندانى كه خدا به آن دو مىداد دو صنف از ايشان * ( « جَعَلا لَه شُرَكاءَ » ) * براى خدا شريك قائل شدند ، و مانند پدر و مادرشان شكر خدا را نكردند : * ( « فَتَعالَى اللَّه عَمَّا يُشْرِكُونَ » ) * پس بزرگتر است خدا از آنچه كه ايشان براى او شريك گرفتند .
مامون وقتى اين بيان را شنيد گفت : من شهادت مىدهم كه تو حقا فرزند رسول خدايى « 1 » .
مؤلف : برگشت اين روايت به يكى از وجوهى است كه قبلا در دفع اشكال وارد بر آيه ايراد شد ، و البته تعدادى روايت در تفسير اين آيه از سمرة بن جندب و ابى و زيد و ابن عباس نقل شده ، و در آنها دارد آدم و حوا هر چه فرزند برايشان متولد مىشد نمىماند ، شيطان به ايشان و يا تنها به حوا گفت : اين دفعه اسم فرزندت را « عبد الحارث » نام بگذار تا برايت بماند - و حارث اسم شيطان بود در آن موقعى كه در آسمان زندگى مىكرد - و در بعضى از اين روايات دارد كه گفت : اسمش را « عبد الشمس » - بنده آفتاب - بگذار ، و در بعضى ديگر دارد كه وى حوا را تهديد كرد كه اگر اسم او را عبد الحارث و يا عبد الشمس نگذارد در شكم بعدى بچه شتر و يا گوساله و يا چارپاى ديگرى خواهد زائيد ، و با او شرط كرد كه اگر اين اسامى را انتخاب كند بچه در شكمش انسانى تام الخلقه خواهد بود ، و ليكن اين احاديث همه جعلى و از دسيسه هايى است كه اسرائيلىها در روايات ما كردهاند .
هامش
( 1 ) عيون ج 1 ص 156 ط تهران