تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير الميزان ( فارسي ) — صفحة 437

مساهمون:

ص٤٣٧
جهت ديگر نجار از همان اول امر مىداند كه تمامى اين چوبها ( مثلا اگر بيست من است همه اين بيست من ) صالح براى درب شدن نيست ، چون درب هيات مخصوصى دارد غير هياتى كه اين الوارها و چوبها دارند ، و برگرداندن هيات آنها به هيات يك جفت درب مستلزم اين است كه مقدارى از آن ضايع گشته و به صورت هيزم در آيد ، چون اين مقدار ، از هندسه و نقشه عمل بيرون است ، و اين هيزم شدن مقدارى از ابعاض چوب و دور ريختن آن در نقشه و قصد نجار داخل بوده ، و نجار نسبت به آن اراده اى داشته كه بايد آن را اراده ضرورى ناميد ، پس اين نجار نسبت به اين الوار و تيرهايى كه در جلو خود گذاشته دو نوع غايت در نظر دارد ، يكى غايت كمالى است ، و آن اين است كه اين چوبها را به صورت دربى در آورد ، دوم غايتى است تبعى و آن اين است كه مقدارى از اين چوبها را درب بسازد و مقدارى را كه استعداد درب شدن ندارد ، ضايع كرده و دور بريزد . و همچنين زارع ، او نيز زمين را زراعت مىكند براى اينكه گندم درو كند ، و ليكن در روز درو ، همه كشتهايش عايدش نمىشود ، بلكه مقدارى از بذرش فاسد گشته در زمين مىپوسد ، و يا كرمها آن را مىخورند و يا بعد از سبز شدن گوسفندان آن را مىچرند ، و حال آنكه غرض زارع از افشاندن بذر اين بوده كه همه آن عايدش شود ، پس او نيز دو غرض دارد به دو وجه يكى همين كه همه عايدش شود ، ديگر اينكه مقدارى از آن عايدش گشته ما بقى ضايع شود .
خداى تعالى نيز مشيتش تعلق گرفت به اينكه در زمين موجودى خلق كند تمام عيار و كامل از هر جهت به نام انسان تا او را بندگى نموده و بدين وسيله مشمول رحمتش شود ، و ليكن اختلاف استعداداتى كه در زندگى دنيوى كسب مىشود ، و اختلافى كه در تاثيرات هست نمىگذارد تمامى افراد اين موجود ( انسان ) در مسير و مجراى حقيقى خود قرار گرفته و راه نجات را طى كند ، بلكه تنها افرادى در اين راه قرار مىگيرند كه اسباب و شرايط برايشان فراهم باشد ، اينجاست كه غرض خداى تعالى هم مانند آن نجار و زارع به دو اعتبار متعدد مىشود ، و صحيح است بگوييم : براى خداى تعالى غايتى است در خلقت انسان - مثلا - و آن اين است كه رحمتش شامل آنان گشته و همه را به بهشت ببرد ، و غايت ديگرى است در خلقت اهل خسران و شقاوت ، و آن اين است كه ايشان را با اينكه براى بهشت خلق كرده به دوزخ ببرد ، ولى غايت اولى غايتى است اصلى ، و غايت دوم غايتى است تبعى و ضرورى ، و در هر جا كه مىبينيم سعادت سعيد و شقاوت شقى مستند به قضاى الهى شده بايد بدانيم كه آن دليل ناظر به نوع دوم از غايت است ، و معنايش اين است كه خداى تعالى از آنجايى كه مال حال بندگان خود را مىداند و از اينكه چه كسى سعيد و چه كسى شقى است همين سعادت و شقاوت مورد اراده او