حصر ، و مفاد آيه اين است كه صرف راه يافتن به چيزى نافع نيست ، و اثر راه يافتن را ندارد مگر وقتى كه هدايت خداى سبحان با آن توأم باشد ، و اين هدايت است كه موجب كمال راه يافتن گشته و با آن سعادت آدمى حتمى مىشود ، و همچنين صرف ضلالت ضرر قطعى نمىرساند مگر اينكه با اضلال خداى سبحان توأم شود ، در اين موقع است كه اثرش تمام گشته و با آن ، زيانكارى آدمى حتمى مىگردد .
پس صرف اتصال انسان به اسباب سعادت از قبيل ايمان و تقوى موجب نجات نبوده و صرف اتصال به اسباب ضلالت باعث هلاكت نمىشود ، مگر اينكه خدا بخواهد و آن كس را كه در صدد بدست آوردن هدايت است هدايت نموده و آن را كه در طريق ضلالت است اضلال نمايد .
بنا بر اين برگشت معناى جمله مورد بحث به اين مىشود كه : هدايت وقتى حقيقتا هدايت است و آثار هدايت بر آن مترتب مىشود كه در آن خداوند هم مشيت داشته باشد ، و گر نه صرف صورت است ، و حقيقتى ندارد ، و همچنين است امر در اضلال ، و اگر خواستى بگو كه كلام مورد بحث دلالت مىكند بر حصر هدايت حقيقى در خداى سبحان ، و حصر اضلال واقعى در او « وَما يُضِلُّ بِه إِلَّا الْفاسِقِينَ » « 1 » .
* ( « وَلَقَدْ ذَرَأْنا لِجَهَنَّمَ كَثِيراً مِنَ الْجِنِّ وَالإِنْسِ . . . » ) *
كلمه « ذرء » به معناى آفريدن است ، و در اين آيه خداى تعالى جهنم را نتيجه و غايت آفريدن بسيارى از جن و انس دانسته ، و اين با تعريفى كه در جاى ديگر كرده و فرموده نتيجه آفريدن خلق رحمت است كه همان بهشت آخرت باشد ، از قبيل آيه « إِلَّا مَنْ رَحِمَ رَبُّكَ وَلِذلِكَ خَلَقَهُمْ » « 2 » منافات ندارد ، براى اينكه معناى غرض بحسب كمال فعل و آن هدفى كه فعل منتهى به آن مىشود مختلف مىگردد .
توضيح اينكه ، نجار وقتى بخواهد دربى بسازد نخست به چوبهايى كه براى اين كار تهيه ديده مىپردازد ، آن گاه آنها را ورانداز نموده سپس به اره كردن و تيشه زدن و رنده نمودن آن مىپردازد تا در آخر ، درب مورد نظر خود را مىسازد ، پس كمال غرض نجار از اينكارها كه روى چوبها انجام مىدهد تنها و تنها به عمل آوردن درب است ، و اين از يك جهت است ، و از
هامش
( 1 ) سوره بقره آيه 26
( 2 ) مگر آن كس كه پروردگارت رحمتش كند ، و براى همين رحمت خلق را آفريده . سوره هود آيه 119